تاریخ
هولوکاست افسانه یا واقعیت
فهرست مطالب: صفحه
فهرست ................................................................................................................. 2
مقدمه .................................................................................................................. 3
نگاهی به قوم یهود.................................................................................................... 4
هولوکاست.............................................................................................................. 4
حواشی................................................................................................................. 5
خشونت علیه تجدید نظر طلبان در مسأله یهودكشی.......................................................... 6
جایگاه امروزی هولوکاست........................................................................................... 7
هولوکاست تخم مرغ طلای صهیونیست............................................................................ 11
دیدگاه رهبر حکیم انقلاب درباره هولوکاست..................................................................... 17
استاد دانشگاه سوربن فرانسه: هولوکاست یک افسانه تاریخی است................................... 18
هولوکاست افسانه است یا واقعیت .............................................................................. 19
منابع ................................................................................................................... 21
مقدمه
این روزها با بیانات رییس جمهور ایران، موضوع هولوکاست یا سوزاندن دسته جمعی یهودیان دوباره تازه شده است. عده ای به طور کامل آن را نفی می کنند و عده ای روی آن قسم می خورند! موضوعی مهم، مبهم، پیچیده، جهانی و ما چندان مطالعه ای روی این جریان نداشته ایم که این مسئله می تواند از کمبود منابع مطالعاتی به زبان فارسی نیز باشد. اما در حد وسع خویش و نوشته های محدود در این زمینه، مواردی را اشاره می نمایم.
نگاهی به قوم یهود
یهودیان همواره در طول تاریخ با مشکلات فراوانی روبرو بوده اند. چه زمان بنی اسرائیل و در زمان پیامبر خودشان حضرت موسی، چه بعد از آن، جهانشمولی و یکدستی اسلام و مسیحیت را نداشته اند. تحریف از آموزه ها و عقاید اصیل و الهی حضرت موسی در روش و عقیده یهودیان، مسئله مهمی است که کمتر قابل تشکیک است و تلمود وعهد قدیم و فرمان های دهگانه (الواح) و...همه مملو از عقایدی است که در نگاه امروزی کمتر، انسانی و عقلانی به نظر می رسد! از جمله دعایی منسوب به موسی که می گوید: «متبارك است خدايى كه مرا يهودى خلق كرد، مرا يك زن نيافريد و مرا بى سواد به وجود نياورد.» جدا از این مسئله، برخورد آنان با مسیحیان و مسلمانان نیز در طول تاریخ مناسب نبوده است. آنها به آزار و اذیت فراوان در مورد عیسی مسیح و پیروان او روی آوردند و به عقیده مسیحیان، همین یهودیان او را کشتند و هنوز هم مسیحیان افراطی، یهودیان را به بازگشت مسیح تهدید می کنند! نبی ما محمد (ص) نیز کم از یهودیان رنج و محنت تحمل نکرد! در قرآن نیز مذمت کمی از یهودیان نشده است و به هرحال در طول تاریخ، یهودیان سابقه درخشانی نداشته اند. بر این مبنا تعداد آنان نیز اندک بوده است و هرگز قابل قیاس با ادیان جهانی دیگر نیست. اما علیرغم این مسئله، از یک سو یهودیان در علم و دانش و ثروت، به نسبت رشد زیادی داشته اند، اندیشمندان بزرگ جهانی، فلاسفه، و بنگاه ها و شرکت های سرمایه گذاری بزرگی در جهان، یهودی هستند. از دیگر سو، عقیده یهودیان مبتنی بر این که قوم برگزیده و مقدس و از نسل ابراهیم هستند که خدا آنان را برگزیده است، موجب شده در نظر و عمل، نقش مهمی در امروز جهان داشته باشند. خصوصا بعد از بنیان صهیونیسم که توسط یهودیان افراطی از دهه ۴۰ میلادی ایجاد شد، یهودیان به فکر ایجاد کشور مستقل، آزادی، اتحاد و پایان دادن به مشکلات و مصائب تاریخی شان افتاده اند که این امر در سال ۱۹۴۷ با خروج انگلستان از منطقه فلسطین اتفاق افتاد، آن زمان که قسمتی از منطقه به یهودیان و قسمتی به مسلمانان تعلق یافت و بیت المقدس نیز تحت نظارت سازمان ملل قرار گرفت و بر همین مبنا در ۱۴ می ۱۹۴۸ کشور مستقل اسرائیل به پایتختی تل آویو اعلام موجودیت کرد و به سرعت توسط کشورهای غربی، آمریکا و ایران به رسمیت شناخته شد.
هولوکاست
اما یکی از وقایعی که به مظلوم نمایی و حق طلبی یهودیان کمک شایانی کرد، واقعه هولوکاست Holocaust است که شکی در مورد وجود آن نیست اما در کم و کیفش بحث است.این لغت که ریشه یونانی دارد از دو بخش Holos به معنای همه و Kaustos به معنای سوزاندن تشکیل شده است. پس هولوکاست همه سوزی و قتل عام توسط آتش است که امروزه تنها در معنای خاصی به عنوان همه سوزی یهودیان در واقعه جنگ جهانی دوم اشاره دارد.
ماجرا از کجا آغاز شد؟ ماجرا در نهایت به هیتلر مربوط است. فردی دیوانه و ماجراجو و متعصب و بنیادگرا! هیتلر تحت تاثیر افکار کشیش متعصبی به نام ((جورج لانز)) معتقد بود که نژاد آریایی برتر از دیگر نژادهاست و بقیه اقوام خصوصا یهودیان حق حیات ندارند، باید بمیرند و کشته شوند تا نژاد برتر تنها درجهان باقی بماند. او مدتی که قبل از حکومت در زندان به سر می برد، در کتابی به نام ((نبرد من)) این عقاید را نوشت و اجمالا مورد تمسخر دیگران قرار گرفت. اما وقتی با تاسیس حزب نازی در آلمان و شوراندن مردم در حمایت از خود به حکومت رسید، به تدریج این عقیده را عملی کرد. بعد از برپا کردن جنگ جهانی دوم، هیتلر در هر فرصتی به کشتار غیر آریایی ها خصوصا یهودی ها می پرداخت اما یکی از جبهه های مهم، لهستان بود که در بعضی متون تاریخی ذکر شده،۹۰ درصد مردم آن یهودی بودند و به عنوان کشوری یهودی شناخته می شد، بعد از تصرف لهستان توسط ارتش نازی آلمان، بین سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ مردم در وضع بدی به سر می بردند و خصوصا یهودی ها از هیچ گونه حقوقی برخوردار نبودند و به تدریج در این سالها در اردوگاه های مختلف خصوصا اردوگاه ((آشویتس))، شکنجه شده و کشته می شدند. واقعه هولوکاست، اما مسئله ویژه ای بود ، طبق اسنادی که در دادگاه جنایت جنگی موجود بود، هیتلر دریک جلسه خاص برای کاهش زمان و هزینه کشتار یهودیان به ((چاره نهایی)) متوسل شد، یعنی کشتن هر کس که خون یهودی دارد توسط گاز Zyklon به شکل عریان و بعد سوزاندن آنها! این اقدام حیوانی و غیر انسانی صدها هزار انسان (به ادعای غرب و یهودیان ۶ میلیون نفر) را از حق حیات محروم کرد و به بدترین وضع به کشتن داد. تاریخ آن زمان بی شک، شاهد پست ترین اقدامات از سوی انسان است! انسانی که عقل و احساس و عاطفه دارد، به واسطه مسخ شدن توسط یک ایدئولوژی خاص به چه جنایاتی که دست نزد!
درباره وجود هولوکاست طبق عکس ها و اسناد و ادعای شاهدان، هیچ شکی روا نیست. اما نکته اینجاست که اولا تمامی کشته شدگان یهودی نبوده اند، و تعداد زیادی از اسلاوها، کولی ها، معلولین، همجنس گراها، کمونیست ها و... که یهودی نیز نبوده اند کشته شده اند. ثانیا در مورد تعداد کشته شدگان شک وجود دارد واغلبا کسانی که در این مسئله شک کرده اند نیز به کشته شدن ۱ تا 5/1 میلیون نفر در واقعه هولوکاست اذعان دارند. ثالثا نکته مهم تر سوء استفاده صهیونیست ها و مظلوم نمایی اسرائیل از این واقعه است که گهگاه بر این اساس برای خود حقوقی قائل می شوند. اما فارغ از این مسئله کشته شدن حتی یک نفر بی جهت و بدون هر گناهی، امری حیوانی است، چه برسد شکنجه، عریان کردن، کشتن توسط گاز و سوزاندن صد ها هزار انسان ، مرد ، زن، کودک، پیر، جوان و... همه توسط انسان، اشرف مخلوقات خدا!
حواشی
همانطور که اشاره کردم، اسرائیل و صهیونیست ها ضمن این که واقعه دردناک هولوکاست را برای خود مصادره کرده اند، در ۵۰ سال گذشته از آن استفاده های فراوانی برده اند. یکی از توجیهات مهاجرت به منطقه خاورمیانه (اسرائیل) همین موضوع بوده است. آنان که در این سالها خود حقوق بشر را با وقاحت تمام زیرپا گذاشته اند، همواره از موضوع هولوکاست دم می زنند.
بنابراین اسرائیل افکار عمومی جهانی را در این موضوع با خود همراه کرده اند که اگر تنها به یاد قربانیان این فاجعه بود، نیک نیز به نظر می رسید، اما انحراف افکار عمومی و بهره برداری سیاسی از آن خطا به نظر می رسد. آنان در سالهای اخیر ۱۰ سال زمان و هزینه زیادی صرف ساخت موزه هولوکاست کردند و با حضور رهبران ده ها کشور جهان و دبیرکل سازمان ملل آن را افتتاح کردند. سال گذشته با رای ۹۰ کشور توانستند در سازمان ملل روزی جهانی را به عنوان روز یادبود هولوکاست اختصاص دهند. (روز ۲۷ ژانویه - ۷ بهمن به یاد آزادی اردوگاه آشویتس توسط ارتش سرخ روسیه در سال ۱۹۴۵). حتی صهیونیست ها با همکاری دول غربی این موضوع را به صورت یک امر تابو درآورده اند که بحث و بررسی آن را با مشکل مواجه کرده است و در چند ساله اخیر هر تحقیق در تشکیک هولوکاست با مشکلات زیادی مواجه شده است کتابی در تشکیک این موضوع حق چاپ ندارد و نمایندگان مجلس نیز در این مورد، حق مصونیت خویش را از دست می دهند و مورخین زیادی بوده اند که به واسطه همین مسئله از دانشگاه اخراج شده اند یا مجازات شده اند. در سال ۱۹۸۵، انکار این مسئله در آلمان جرم قابل مجازات تشخیص داده شد! در فرانسه در ژوئیه ۱۹۹۰ قانونی وضع شد که هرگونه تردید درباره هولوکاست را جرم اعلام شده و مجازاتی نه چندان کم برای آن در نظر گرفته شده است! قانون اتريش در اين باره حتی سرسختانهتر است. به طور مثال ”ديويد ايروينگ“ از تاريخدانان اين كشور كه ”هولوكاست“ را انكار كرد ممكن است با ۲۰ سال حبس مواجه شود ! که این مسئله نیز بسیار متناقض و نامطلوب به نظر می رسد در مهد آزادی و دموکراسی که رد خدا و ادیان و تمسخر انبیا و نفی اخلاقیات و ارزشهای پذیرفته شده جهانی و... جرم محسوب نمی شود، تردید درباره یک واقعه تاریخی جرم است و جزا دارد!!! این مسئله برای من که هیچ وجهه عقلانی و منطقی ندارد و باید از وضع کنندگان چنین قانونی در این باره سوال های زیادی کرد!
در نهایت به نظر میرسد هولوکاست واقعه جنایتکارانه تاریخی است که به هیچ وجه نباید در کل آن (نه جزئیات) شک کرد و حساسیت بین المللی در این زمینه را برانگیخت. این جریان واقعه ای است از جنس اقدامات مغول و دیگر خونخواران تاریخ که توسط هر انسانی باید محکوم شود! اما بهره برداری های اسرائیل از آن و نیز نفی هرگونه سوالی درباره آن نیز پذیرفتنی نیست.
خشونت علیه تجدید نظر طلبان در مسأله یهودكشی
افرادی كه تروریستهای یهودی در سالیان اخیر بیشتر هدف قرار داده اند عمدتاً كسانی بودند كه كلیت ماجرای آدم سوزی مورد قبول عموم در مورد 6 میلیون یهودی در اروپا طی جنگ جهانی دوم را قبول نداشتند. طی دهه های اخیر، تعداد زیادی از اندیشمندان مدارك مستندی ارائه كرده اند كه شك و تردیدهای زیادی را درباره جنبه های به اصطلاح مستند آدم سوزی یهودیان برانگیخته است. از جمله این تجدید نظرطلبان هولوكاست می توان به دیوید ایروینگ، مورخ بریتانیایی، دكتر روبرت فاریسون فرانسوی و دكتر آرتور بوتز از دانشگاه نورث وسترن اشاره كرد. (حال به نمونه از اقدامات خشونتآمیز علیه تجدیدنظرطلبان اشاره میكنیم):
***جرج اشلی، دبیر تاریخ دبیرستان و حامی مؤسسه مطالعات تاریخی به خاطر دیدگاه های تجدید نظرطلبانه خود، چندین بار هدف حملات تروریستی قرار گرفت. در آوریل 1982 دو آجر به پنجره خانه وی در حومه لسآنجلس پرتاب شد. یك ماه بعد، دو بمب آتش زا (شبیه كوكتل مولوتف)به سمت خانه وی پرتاب شد. در دسامبر 1982، چند نفر از اعضای JDL خانه وی را غارت كردند كه طبق برآورد 26 هزار دلار خسارت به بار آورد. مردخای لوی بعدها با افتخار گفت: «ما به وی (اشلی) اخطار دادیم كه اگر به فعالیتهای خود ادامه دهد باید در انتظار عواقب آن نیز باشد. ما هشدار دادیم كه اگر شورای مدرسه جلوی او را نگیرد ما این كار را خواهیم كرد.» در جولای 1984، اشلی مكرراً به صورت تلفنی به بمبگذاری در خانهاش تهدید میشد. پلیس توانست یكی از اعضای JDL را به استناد ضبط مكالمات تلفنی تهدیدها بازداشت كند. در می 1985 بار دیگر با بمب به منزل اشلی حمله شد اما كسی آسیب ندید. حروف عبارت JDL جلوی در خانه وی با اسپری درج شده بود. در گزارش دولت فدرال در ژانویه 1986 به این حمله اشاره شده بود. یك ماه بعد (می 1985) JDL مسئولیت بمب گذاری در منزل اشلی را به عهده گرفت. وی به دانش آموزانش گفته بود كه تعداد كشته شدگان یهودی به دست نازی ها در جنگ جهانی دوم بسیار كمتر از رقم مورد قبول عموم یعنی 6 میلیون نفر است و حداكثر یك میلیون نفر یهودی در این جنگ توسط نازی ها به هلاكت رسیده اند.
مشكل تروریسم ضد دولتی صهیونیسم بیش ازچند دهه قدمت دارد و امروز نیز همچنان باقی است. شبكه ترور صهیونیسم با پشتیبانی از برتری و سلطهطلبی یهود در سطح بینالمللی اروپا و آمریكا فعالیت دارد. مبارزات متعصبانه این شبكه علاوه بر اثرات مخرب و زیانبار آن، جوی خطرناك از نفرت و تعصب را بنیان نهاده است. تروریستهای یهودی صهیونیست از طریق خشونت، تهدید و ارعاب موفق به خاموش كردن صداهای بیشماری شدهاند. بسیاری نیز از ترس قربانی شدن هرگز لب به اعتراض نگشودهاند. اما لازم به یادآوری است كه نباید در مورد این خطر مبالغه و اغراقگویی شود. قدرت صهیونیستها فوقالعاده است اما بی حد و حصر نیست. شبه نظامیان یهودی آنقدر ناتوان و نسبت به هم شكاك هستند كه غالب انرژی خود را صرف حمله و یورش علیه یكدیگر میكنند. علاوه براین، تعداد افراد و سازمانهایی كه شبه نظامیان صهیونیست آنها را دشمنان صهیونیست میپندارند آنقدر در سالهای اخیر افزایش پیدا كرده است كه هیچ گروه یا فردی نیست كه به عنوان هدف حمله مورد توجه قرار نگیرد. (حتّی عنوان اغلب رعبآور «ضد یهود» دیگر تأثیر سابق خود را از دست داده است؛ در سال 1991 یكی از وزرای دولت اسراییل، جرج بوش (پدر) را با لقب ضد یهود به باد انتقاد گرفت زیرا در تأیید ضمانت وام 10 میلیارد دلاری به اسراییل به اندازه كافی سریع عمل نكرده بود). آمادگی شبه نظامیان صهیونیست برای استفاده از خشونت علیه كسانی كه نگرش آنها مورد قبول یهودیان نیست، اعترافی تلویحی به ضعف فكری و اخلاقی آنهاست. جزم اندیشان صهیونیست با توسل به خشونت علیه تجدید نظرطلبان مسأله نسلكشی و دیگران به ناتوانی خود در شكست دادن رقبایشان در بحثی آزاد و بیپرده اذعان میكنند و هرگونه اقدام جدید به ارعاب و خشونت تنها ناتوانی فكری بیشتر آنها را تایید میكند. البته در بلندمدت، بحثها و ایدهها را از طریق خشونت نمیتوان از بین برد. به ویژه تجدید نظرطلبی در مسأله نسلكشی در بسیاری از كشورها پیشرفت زیادی داشته است به نحوی كه در عمل دیگر نمیتوان آن را سركوب كرد.
جایگاه امروزی هولوکاست
در سالهاي اخير علاقه مردم غرب به پديده هولوکاست افزايشيافته است. تحقيقات نشان ميدهد که حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوکاست در دهه 1990 ده برابر دهههاي 1940 و 1950 ميلادي است. اين موج علاقه به کشف حقايق تاريخي و مقابله با تبليغات هاليوودي و ژورناليستي و تاريخنگاري رسمي به ايجاد يک مکتب جديد تاريخنگاري انجاميده که به "تجديدنظرطلبي" (rerisionist) يا "تاريخ واقعي" معروف است.
معمولاً از پل رازينيه فرانسوي بهعنوان بنيانگذار اين مکتب ياد ميکنند. رازينيه در زمان جنگ دوّم جهاني از اعضاي جنبش مقاومت فرانسه بود که بهوسيله گشتاپو دستگير شد و به اردوگاه بوخنوالد اعزام گرديد و تا پايان جنگ در اردوگاههاي مختلف نازي زنداني بود. پس از جنگ وي عاليترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت کرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخي روي آورد، در زمينه جنگ دوّم جهاني به تحقيق و انتشار کتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناک اردوگاههاي جنگي نازي دست زد. ولي او بتدريج در جريان تحقيقش به نظراتي رسيد که تصوير رسمي را کاملاً نفي ميکرد. امروزه دو مورخ صاحب نام به عنوان مهمترين هواداران مكتب تاريخنگارى واقعى شناخته مىشوند: اولى،ديويد ايروينگ انگليسى است. ايروينگ مورخ بسيار معتبرى است، در حدى كه برخى نشريات سرشناس انگليسى نوشتهاند هيچ كس نمىتواند درباره جنگ دوم جهانى كار كند و پروفسور ايروينگ را ناديده بگيرد. دومين مورخ سرشناس هوادار مكتب تاريخنگارى واقعى، رابرت فوريسون فرانسوى است. پروفسور فوريسون و خانوادهاش، نيز مانند رازينيه، در زمان جنگ از آلمانىها آزار فراوان ديده بودند. او مؤلف كتابهاى متعددى است و ثابت مىكند كه اتاق گاز و سياست امحاء جمعى يهوديان صحت ندارد. فرد صاحب نام ديگر در اين عرصه فرد لوختر آمريكايى است. لوختر مورخ نيست بلكه مهندس متخصص ساختمان زندان است. او براى تحقيق به لهستان رفت و در بازگشت گزارش 196 صفحهاى خود را منتشر كرد كه به گزارش لوختر معروف است. او در اين گزارش وجود اتاقهاى گاز را منكر شد. در اين زمينه افراد سرشناس ديگرى نيز كار كردهاند: گرمار رودلف مؤلف كتابى در انكار اتاقهاى گاز آشويتس است. ارنست زوندل كانادايى كتابى نوشته با عنوان «آيا واقعا شش ميليون نفر كشته شدهاند؟» ديويد هوگان كتابى دارد با عنوان «افسانه شش ميليون نفر». دكتر بروزات تحقيقى دارد درباره اتاقهاى گاز در داخائو و اثبات مىكند كه نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در ساير اردوگاههاى آلمانى اتاق گاز براى كشتار يهوديان و ساير زندانيان وجود نداشته است. و بالاخره رژه گارودى، عضو جنبش مقاومت فرانسه در زمان جنگ دوم است كه او نيز، بر اساس تحقيقات محققين پيشگفته نشان مىدهد كه هالوكاست صحت ندارد و يك افسانه ساختگى است.
این گروه در ادامه کار خود سه سوال عمده مطرح کرده اند و آن را در اسناد تاریخی موجود بررسی کردند:
1- تعداد یهودیان کشته شده در جنگ جهانی دوم از بین سالهایی که صهیونیستها مدعی سوزانده شدن یهودیان هستند
2- روش های کشته شدن و یا مردن آنها
3- دلایل تارخی (در صورت اثبات قتل عام یهودیان)
دلایل این گروه
1- اگر فرض کنیم که سوزاندن یهودیان اتفاق افتاده باشد، باید یادآور شد که این تنها اتفاقی نیست که طی آن تعداد زیادی انسان با هم می میرند و اتفاقات از این دست حتی در همین قرن بیستم بسیار اتفاق افتاده است.
2- هیچ کوره آدم سوزی یا اتاق گازی وجود نداشته است. و دلیل آن هم این است که آیا امکان دارد سوزاندن 6 میلیون انسان که در طول 2 یا 3 سال انجام شده، هیچ مدرک تاریخی یا جغرافیایی از خود برجای نگذاشته باشد.
هیچ مدرک تاریخی، هیچ عکس یا نقشه ای، یا هیچ نشانه موجود در محل مورد ادعا. هیچ چیز!!
این امر به قدری واضح بوده که حتی در بعضی موارد تاریخ دانان و تاریخ نویسان صهیونیست هم مجبور به اقرار آن شده اند. از جمله در دهه 1980 یکی از یهودیان به نام پرفسور آرنو مایر (Arno mayer) اقرار کرده "منابع موجود برای تحقیق در مورد اتاقهای گاز کم و غیر قابل اعتماداند".
و این روشن می کند که اگر مدارکی وجود داشت، وی را مجبور به بیان این موضوع نمی کرد.
علاوه بر اینها اظهارات تمام کسانی که در نزدیکی آن اردوگاهها (که ادعا می شود هولوکاست در آنها صورت گرفته) زندگی کرده اند و حتی نجات یافتگان همان اردوگاهها که صحت هولوکاست را رد کرده اند، نادیده گرفته می شود.
اسناد باقی مانده از جنگ جهانی دوم، نه تنها هولوکاست را تائید نمی کنند، بلکه به روشنی آن را رد هم می کنند! از جمله عکسهای هوایی که از آن دوران باقی مانده مدارک خوبی برای عدم وجود کوره های آدم سوزی هستند.
3- اطلاعات آماری نشان می دهد که 6 میلیون حدود 500 برابر یهودیان کشته شده در آن زمان است!
4- جنگ جهانی دوم یک جنگ خانمان سوز برای تمام بشریت بود، نه تنها برای یهودیان که شاید (دو درصد) %2 جمعیت آن را تشکیل می دادند.
5- هیچ سندی مبتنی بر این امر که هیتلر قصد نسل کشی یهودیان را داشته وجود ندارد.
اگر یک مرور تاریخی به اظهارات صهیونیستهای تاریخ دان و تاریخ نگار هم بیندازیم، مشاهده می شود که یکی از این افراد پرفسور مایر است که در سال 1988 اظهار داشته که بیشتر یهودیان در بین سالهای 1942 و 1945 (همان سالهایی که صهیونیستها مدعی هولوکاست هستند) بر اثر امراض طبیعی مرده اند تا بلاهای غیر طبیعی!
و حالا سوالی که مطرح می شود این است: که آیا امکان دارد این همه دروغ در مورد یک واقعه تاریخی که اصلا اتفاق نیفتاده گفته شده باشد؟
جواب این گروه به این سوال: بعضی ها در مورد هولوکاست دروغ می گویند چون به نفع آنهاست، بعضی ها دروغ می گویند چون این دروغ منافع اسرائیل را حفظ می کند. و البته تعداد زیادی هم هستند که از واقعیت بی خبرند، بر پایه تبلیغات انجام شده، واقعا فکر می کنند چنین حادثه ای اتفاق افتاده است.
هولوکاست از دو واژه يوناني "Holos" به معني "همه" و "Kaustos" (در بعضي از متون به جاي واژه Kaustos از واژه Kaiein استفاده شده است) به معني سوزاندن و نابود کردن ترکيب يافته است. اين واژه روي هم رفته به معني همه سوزي است و در اصطلاح از آن به قرباني و يا قرباني بزرگ ياد مي شود و به واقعه اي اطلاق مي شود که در فاصله سالهاي 1944 تا 1939 (در جنگ جهاني دوم) قريب به 6 ميليون يهودي از سراسر اروپا جمع آوري و به اردوگاههاي مرگ در آلمان و لهستان مانند اردوگاه " آشويتس : که مهمترين آنها بود ، فرستاده و در کوره ها سوزانده شدند . همچنين قتلهاي دسته جمعي رده دومي هم وجود داشت که يهودي ها را وارد اتاقهاي بزرگي ميکردند که دوشهايي در سقف داشتند و پس از بستن درها ؛ از دوشها گازي به نام" زيلکون ب " خارج ميشد و موجب خفگي همه ميگرديد.
در اواخر جنگ جهاني دوم صحنه هاي دلخراش بعضي از اردوگاه هاي اسرا، و اجساد روي هم انباشته شده كه از بيماري تيفوس جان داده بودند، زمزمه هاي كوره هاي آدم سوزي را افزايش داد و صهيونيست ها با ابزار تبليغاتي خود به طور گسترده روي اين مسأله سرمايه گذاري كردند. اما حقيقت امر چيز ديگري بود.
از نيمه دوم قرن 19 ميلادي و چند سال بعد از پايان جنگ جهاني دوم، واژه «هولوكاست» در فرهنگ سياسي، مفهوم و معناي ويژه اي يافته و تقريباً به يك اسم خاص بدل شده است. از آن هنگام به بعد، ماجراي كشتار 6 ميليون يهودي در جريان جنگ جهاني دوم از سوي نازي ها كه يك داستان ساختگي است را «هولوكاست» مي نامند. (واژه هولوکاست را در تمامي متون با حرف H بزرگ نشان ميدهند)
در اوايل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادي از اعضاي آژانس بين المللي صهيونيست ها، از جمله، «پي ير ويدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براريدا» تحت سرپرستي «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگي كشتار 6 ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم و به عنوان پيشگيري از فراموش شدن مظلوميت اين قوم! پيش نويس قانوني را تهيه كرده و در ژوئيه سال 1990 ميلادي در فرانسه به تصويب رساندند كه براساس آن «هرگونه ترديد در باره «هولوكاست»، اعم از ترديد درباره كشتار -مورد ادعاي- يهوديان در جنگ جهاني دوم، وجود اتاق هاي گاز و حتي كمترين ترديد در رقم 6 ميليوني يهوديان كشته شده، جرم تلقي مي شود! و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده و در سه موضوع ياد شده ترديد كند به يك ماه تا يكسال زندان و پرداخت 2هزار تا 300هزار فرانك جريمه محكوم مي شود.»
بعدها با فشار آمريكا، انگليس، فرانسه و آژانس صهيونيستي، اين قانون در ساير كشورهاي اروپايي نيز به تصويب رسيد. به طوري كه امروزه هرگونه ترديد درباره هولوكاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقي مي شود!
واژه هولوکاست هر ساله با فرارسيدن 27 ژانويه روز جهاني يادبود هولوکاست بطور گسترده تري در رسانه ها منعکس مي شود و رژيم غاصب اسرائيل هر ساله با استفاده از تبليغات مربوط به آن جهانيان را نسبت به ظلمي که به ادعاي آنها در گذشته بر يهوديان روا داشته شده سرزنش مي کند.
هولوکاست امروزه ابعاد پيچيده اي دارد شايد بتوان اين پديده سراسر اغراق و بزرگنمائي شده را قطعنامه وجدان آزرده اروپائيها براي تسليم کردن سرزمين ملت فلسطين به ملتي که گمان مي کنند بر آنها ستم کرده اند، مي باشد.
صهیونیستها با به تصوير کشيدن اتاقهاي دروغين گاز و کورههاي آدم سوزي اين نکته را به جهانيان القا کردند که ستمهاي بسياري براين قوم رفته ووجدان جهانيان بايد براي جبران گناه و ظلمي که بر يهوديان اعمال کرده بيدارشود وخدمتي را به اين مردم نمايد تا از اين پس اين قوم به اصطلاح برگزيده خداوند ديگر در هيچ برهه از تاريخ مورد ظلم ديگران واقع نشود.
براي اين منظور غرب به سرکردگي انگليس و آمريکا دست به کار شد و نطفه فساد و غارت زمين را در فلسطين مظلوم کاشت و ملت فلسطين را در خاورميانه طي حکمي محکوم کرد تا تاوان گناهي مشکوک را که به اصطلاح اروپائيان عامل ارتکاب آن بودند بپردازند. لذا امروز ما در سرزمين فلسطين شاهد اين هستيم که اين قوم به اصطلاح برگزيده و ستمديده آنچه که مدعي هستند در طول تاريخ بر سر آنها آمده بر ملت فلسطين اعمال مي کنند اين امر ميسر نگشته مگر اينکه غرب خود را محکوم و مديون به گناهي مي داند که بايد ملتي ديگر در نقطه اي ديگراز جهان تاوان آن را جبران کند.
همهسوزی یا هولوکاست ((به انگلیسی: Holocaust)، (به عبری: השואה, قربانی)) اصطلاحی است مذهبی و به معنای قربانی کردن یک حیوان نر طبق سنت یهودی است. اصل این واژه در یونانی ὁλόκαυστον بوده است که واژهای است مرکب: ὅλος یعنی به تمامی، یکسر و καυστός یعنی سوزاندن. در قرن بیستم این اصطلاح به جریان قتل عام جمعی گروههای مختلفی از مردم بخصوص یهودیان بر پایه نژاد، مذهب، ملیت در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی و از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ اشاره اطلاق شد. گفتنی است که در بسیاری موارد دانشمندان آلمان نازی با انجام آزمایشهایی غیر انسانی بر روی زندانیان به خصوص کودکان آنان را با غیرانسانی ترین شیوهها به قتل میرساندند.
یکی از معمولترین روشها استفاده از اتاق گاز و در بعضی موارد تیرباران جمعی بوده است. سپس اجساد قربانیان سوزانده میشدند و خاکستر آنها دفن یا پراکنده میشد.
یهودیان اروپایی هدف اصلی کشتار و سوزاندن جمعی بودند، که نازیها به آن آخرین چاره یهود میگفتند. دیگر گروههایی که نامناسب و لایق مرگ فرض میشدند، به ویژه، اسلاوها، کولیها، معلولین، کمونیستها، سوسیالیستها و همجنسگرایان بودند، که اغلب مورد شکنجه و کشتار قرار میگرفتند. میزان مرگ و میر بین ۱۲ تا ۲۶ میلیون برآورد میشود. به طور عادی شش میلیون یهودی را قربانی میدانند. اعلام رقم شش میلیون با استناد به مدارک قربانیان یهودی کشتار و سوزاندن جمعی است.[نیاز به ذکر منبع]
هولوکاست تخم مرغ طلای صهیونیست
طرح جدي «مظلوميت يهود» از مهمترين سياستگذاري هاي فرهنگي و هنري امروز در تمدن جهودزده غرب است.
همان گونه که مسلمانان در طول تاريخ ، شهيدان مظلوم خود را دارند و از حماسه آفريني هاي عظيم ايشان نيرو مي گيرند ، يهوديان نيز براي خود «هولوکاست» - يعني ماجراي کذب قتل عام 6ميليون يهودي در اتاقهاي گاز و سوزاندنشان در کوره هاي آدم سوزي - را ساخته اند! کارکرد هولوکاست به جهات سياسي و فرهنگي شبيه سازي شده اي اين چنين است ، با اين تفاوت اساسي که هولوکاست آن گونه که يهوديان صهيونيستي چون اسپيلبرگ در فيلم «فهرست شيندلر» روايت مي کند ، يکسره دروغين و تحريف شده است.
صهيونيسم جهاني براي تثبيت هولوکاست ، اهميت سياسي فوق العاده اي قائل است و دقيقا از همين رو تنها نويسندگاني برنده نوبل مي شوند که اراداتي خالصانه و صادقانه نسبت به صهيونيسم و ماجراي دروغين قتل عام 6ميليون يهودي ابراز داشته باشند. جايزه ادبي نوبل 2002ميلادي ، به يک يهودي مجارستاني به نام «ايمر کرتس» داده شد. در خبرها آمده بود ، کرتس در آثارش به ارائه بازتابي از واقعيت يهودکشي نازيسم پرداخته است.
همچنين نکته ديگري که توجه نگارنده را به خود جلب کرد، حضور «الي ويزل» عنصر فعال فرهنگي و سياسي صهيونيسم ، در مراسم اهداي جايزه ادبي نوبل 2002 بود. کرتس جايزه خود را از دست ويزل دريافت کرد. مي دانيم که در دوران معاصر جوايز مشهور جهاني نظير نوبل (در بخشهاي گوناگونش) ، عمدتا با اهداف سياسي نثار برگزيدگاني شده است که در جهت سياستگذاري هاي کلان استکبار به نقش آفريني پرداخته اند. به عنوان مثال درک والکوت ، برنده نوبل ادبيات 1992 ميلادي کشتار يهوديان را در جريان جنگ جهاني دوم ، مهمترين حادثه قرن بيستم مي داند و مي گويد: «به نظر مي رسد که از اين واقعه درس لازم را نگرفته ايم ، چون برخي مواقع مي کوشيم آن را انکار کنيم». در اينجا مي خواهيم اندکي به زمينه هاي سياسي مطرح شدن کرتس بپردازيم.
گفتني است که اين نويسنده مجارستاني در کشور خويش هم چندان مطرح نيست و براي خوانندگان انگليسي زبان نيز نام شناخته شده اي نيست.
پس چرا ناگهان و يکشبه چنين فردي مطرح و آثارش ترويج مي شود؟ براي آشنايي بيشتر با ماجراي انتخاب چهره اي چون کرتس بايد دو مجارستاني ديگر را نيز بشناسيم : يکي «لوئيس مارشالکو» و ديگري «ويزل». اولي نويسنده اي است که مخالفت با «هولوکاست» و افشاي دسيسه هاي يهوديان سلطه جو او را در لابه لاي پرده هاي گمنامي پوشانده و ديگري روزنامه نگار و داستان نويسي است که توان خود را صرف تبليغ و ترويج دروغ هولوکاست کرده و از اين راه به شهرت ، ثروت و اقتدار فراواني دست يافته است.
اول: مارشالکو
لوئيس مارشالکو ، نويسنده و محققي است علي القاعده مجارستاني و قطعا مسيحي.
مارشالکو در سال 1958 ميلادي به زبان مجاري کتابي نوشته که به انگليسي ترجمه و توسط «باشگاه کتاب مسيحي» در اروپا منتشر شده است.
در ترجمه فارسي اين کتاب «فاتحين جهاني (جنايتکاران حقيقي جنگ)» ، به نکاتي بس خواندني برمي خوريم که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مي کنيم :
1- تمدن جديد از لحاظ سياسي تحت حکومت و اداره ، و از لحاظ اقتصادي در کنترل افرادي است که در مناصب کليدي قرار دارند. امروزه ميزان نفوذ و تاثير کساني که در اين پستهاي حساس و کليدي هستند يقينا از فرمان روساي دولت کشورها و يا مصوبات و قطعنامه هاي پارلمان هاي مختلف بيشتر است.
يهوديان از دير باز خوب مي دانستند که چگونه اين مناصب کليدي را حفظ کنند و در اشغال خود نگه دارند و نيز اين که چگونه از آنها استفاده کنند تا بتوانند قدرت سياسي را در قبضه خويش درآورند و يا اين که از پشت صحنه بر مقدرات کشورها حکومت رانند.» مارشالکو در ادامه به ارائه آماري از اوضاع اقتصادي امريکا در آغاز جنگ جهاني دوم مي پردازد و مي گويد: تعداد 440 خانواده از ثروتمندترين خانواده هاي امريکايي که يهودي نيستند جمعا مبلغ 25ميليارد دلار ثروت دارند ؛ در حالي که يک مشت يهودي امريکايي داراي ثروتي معادل 500ميليارد دلارند.
2- اکثر قوم يهود از کشته هاي خويش در جنگ جهاني دوم به سوئاستفاده سياسي و مالي پرداختند؛ «تجارت خوبي به راه انداختند و از آنها در جهت خدمت به هدف سلطه جهاني خويش بهره برداري کردند.» مارشالکو در ادامه به يک بررسي جالب دست مي زند و بر مبناي شواهد متعدد آماري نشان مي دهد: اين پيشفرض که تلفات يهوديان بين 5تا 6ميليون نفر بوده است کاملا مهمل و بي اساس است.
حداکثر تعداد قربانيان قابل تصور از مرز يک تا يک و نيم ميليون نفر تجاوز نخواهد کرد؛ چرا که اصلا بيش از اين تعداد يهودي در دسترس هيتلر يا هيملر نبوده است.
از اين رو مي توانيم منطقا فرض کنيم که تعداد واقعي تلفات به مراتب کمتر از اين ارقام بوده است». مارشالکو مي افزايد:«[در بالاترين سطح ممکن ، تعداد يهوديان جان باخته را نمي توان بيش از 500تا 600هزار نفر دانست.
اما در مقايسه با اين ، ملل مسيحي تلفات به مراتب بيشتري را متحمل شدند]. اجازه دهيد ملت کوچک مجارستان را در نظر آوريم که کل جمعيت آن شايد از تعداد يهوديان امروز بيشتر نباشد. تعداد قربانيان جنگ مجارستان ، چه آنهايي که در بمباران هاي هوايي مرده بودند و يا اين که در اردوگاه هاي مرگ سيبري از گرسنگي جان باخته اند و يا يخ زده باشند، حداقل به رقم يک ميليون نفر مي رسيد». چرچيل گفته است که «دو جور دروغ داريم : يکي دروغ هاي بي شرمانه و يکي هم ارائه آمار و ارقام » اما اين دروغ هاي يهوديان ، آن هر دو نوع را شامل مي شود. اين دروغ ها براي يهوديان اهل سلطه ، منافع فراوان مالي و سياسي به همراه داشته است : به لحاظ مالي صهيونيست ها تاکنون ميلياردها دلار به عنوان غرامت از کشورهاي اروپايي دريافت کرده اند و از نظر سياسي نيز درباره مظلوميت اسرائيل و صهيونيست ها تبليغات بسياري کرده اند.
3- مارشالکو درباره اتاقهاي گاز و کوره هاي آدم سوزي هم اسناد جالبي ارائه مي کند. از جمله اين اسناد مقاله اي از «شم» روزنامه زيرزميني ناسيوناليست هاي يهودي فرانسه است که در 8ژوئيه 1944 درباره وضعيت 9 اردوگاه از اردوگاه هاي نگهداري و توقيف يهوديان در آلمان توضيح مي دهد. در اين گزارش ، حتي يک کلمه هم بحثي از قلع و قمع يهوديان يا سوئرفتار با آنان نيست.
در اين گزارش همچنين هيچ حرفي از اتاقهاي گاز، اردوگاه هاي مرگ و يا بچه کشي به ميان نمي آيد. درست در نقطه مقابل آن ، گزارش شم مي گويد که [بچه هاي 2 تا 5 ساله را به کودکستان هاي مختلف برلين مي فرستادند تا از کمکهاي ويژه اي برخوردار شوند]. مارشالکو توضيح مي دهد که چگونه زير نظر يهوديان در پايان سال 1945 ميلادي ، اردوگاهي چون «داخو» مورد تخريب و بازسازي هدف دار قرار گرفت.
او مي نويسد: «قبل از هر چيز منظره زيباي سرسبز و بستان گونه اردوگاه بايد به کلي تخريب مي شد؛ چون براي سينماروهاي امريکايي پذيرش اين امر که يهوديان را در دل باغ و بستان و بستري از گل و گياه شکنجه مي کردند، کار مشکلي بود ، بويژه وقتي آنها را به سينماها کشانده بودند تا صحنه هاي مخوف و ترسناک (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از اين رو به کارگران جديد اردوگاه دستور دادند مثلا يک گودال خون که لوله اي از آن به خارج مي رفت بسازند تا طوري به نظر آيد که از اين گودال ، خون يهوديان از طريق آن لوله تخليه مي شده است.
محوطه استحمام زنداني ها ، اتاق رخت کني آنها و محوطه هاي ورودي ، تماما بايد بازسازي مي شدند تا به صورتي درآيند که به کوره آدم سوزي اي که يهوديان ادعا مي کردند ، شبيه باشند».
صهيونيسم جهاني براي تثبيت هولوکاست ، اهميت سياسي فوق العاده اي قائل است و دقيقا از همين رو تنها نويسندگاني برنده نوبل مي شوند که اراداتي خالصانه و صادقانه نسبت به صهيونيسم و ماجراي دروغين قتل عام 6ميليون يهودي ابراز داشته باشند.
نگارنده در بخش دوم و پاياني ضمن بررسي بيشتر اين موضوع خاطر نشان مي سازد که تصور سوزاندن حتي 6ميليون موش هم در گودال هايي از اين دست به حد کافي غيرواقعي و خنده آور است چه رسد به آدمي ! اين بخش را مي خوانيد:
دوم: الي ويزل
الي ويزل در سال 1928 ميلادي در مجارستان ديده به جهان گشود 11ساله بود که جنگ جهاني دوم (1939 - 45 ميلادي) آغاز شد. ويزل پس از جنگ به فرانسه کوچيد و در دنياي رسانه هاي صهيونيستي فرانسه به روزنامه نگاري مشغول شد و آثار متعددي نوشت.
تا پنج ، شش سال پيش ، از او حدود 30جلد کتاب منتشر شده بود. ويزل بعدا به امريکا رفت و در سال 1986 در 58 سالگي به پاداش تلاشهاي فرهنگي اش در تاييد و تثبيت صهيونيسم جهاني ، انتخاب و برنده جايزه صلح نوبل شد. دليل گزينش او را بايد در اين عبارت گويا و روشن جستجو کرد: «اين برنده نوبل که پيش از هر چيز، خود را حافظ خاطره نسل کشي يهوديان مي دانست ، همواره بر آن بود تا با استناد به اين فاجعه تعهد خود را نسبت به تمامي ملل قتل عام شده تعميم دهد». اين عبارت بدان معناست که هر کجا سخن از قتل عام ملتي رود و ويزل قصد محکوم کردن جنايت مذکور را داشته باشد، به شيوه اي عمل خواهد کرد تا آنچه را خاطره نسل کشي يهوديان مي نامد در يادها زنده و تازه شود! ويزل اگر از سارايوو و ماجراي وحشتناک بوسني حرفي بزند در درجه نخست براي آن است که اين موضوع شايد اندکي تنها اندکي ! به قتل عام مورد نظر او از يهوديان در جنگ جهاني دوم شباهت دارد. يعني ويزل از بوسني به گونه اي حمايت مي کند که همگان دريابند به دليل مشابهت با به اصطلاح قتل عام يهوديان است که بايد فاجعه بوسني محکوم شود!. الي ويزل درباره هولوکاست مي نويسد: «چون اين حادثه منحصر به فرد است نمي توان آن را در چارچوب تاريخ درک کرد. اين مساله فراتاريخي است ، بلکه تخريب تاريخ است و به دليل قرار گرفتن در اين سطح بي مانندي ، نمي توان آن را با هيچ حادثه ديگري مقايسه کرد. مقايسه اي اين چنين در واقع خيانتي به تاريخ يهوديت است». براي ويزل ، اين يهودي مجارستاني الاصل وقايعي چون کشتار فجيع ارامنه در جنگ جهاني اول و بمباران دهشتناک اتمي هيروشيما در جنگ جهاني دوم و دهها واقعه مشابه ، چندان مهم نيست ؛ اگر پاي اهميت به اصطلاح قتل عام يهوديان در ميان باشد!.
ويزل رماني دارد به نام «شب» که زندگي يهوديان مجارستاني را در اواخر جنگ جهاني دوم به تصوير کشيده و در اين قصه کوشيده تا ماجراي جعلي کوره هاي آدم سوزي را به عنوان يک واقعيت به خوانندگان خود بباوراند. ويزل در زمان نوشتن رمان «شب» نويسنده اي نوخاسته و جوان بوده و ناخواسته آنچه در توصيف کوره هاي آدم سوزي گفته است بيشتر مضحک مي نمايد تا ترسناک ! جالبتر اين که ويزل در رمان خود گويا فراموش کرده که در اردوگاه هاي يهوديان به زعم صهيونيست هاي تحريفگر و افسانه پرداز، اتاقهاي گاز نيز وجود داشته است.
در نتيجه در اين رمان که بيش از دو سوم حجم آن در اردوگاه ها مي گذرد از وصف کشتن يهوديان در اتاقهاي گاز خبري نيست ! در اردوگاه هاي آشويتسي که ويزل توصيف مي کند ، در دو نوع گودال ، يهودي ها را زنده زنده مي سوزانده اند: يکي ويژه خردسالان و ديگري مخصوص بزرگسالان ! در جايي از «شب» ويزل مي گويد: «در فاصله اي نه چندان دور از ما شعله هايي بس بلند از گودالي به هوا برمي خاست.
چيزي را مي سوزاندند ، واگني به گودال نزديک شد و محموله اش را خالي کرد کودکان خردسال.
بچه ها! بله ، به نظرم ديدمشان ، با همين دو چشم خودم کودکان را در ميان شعله هاي آتش ديدم (آيا تعجب آور است که تا مدتها نتوانستم بخوابم ؟ خواب از چشمانم گريخته بود). خب پس مي خواستند ما را به چنين جايي ببرند آن سوتر ، گودال بزرگتري بود ويژه بزرگسالان تصور سوزاندن حتي 6ميليون موش هم در گودال هايي از اين دست به حد کافي غيرواقعي و خنده آور است.
چه رسد به آدمي! ويزل از اين سخنان بامزه بازهم دارد که اينجا در پي نقدشان نيستيم.
آنچه درباره ويزل گفتيم نبايد باعث شود تا نقش او را در صحنه تبليغات فرهنگي به نفع يهوديان کوچک ببينيم.
بسياري از برندگان نوبل خود را نماينده روشنفکران جهان و از آن بالاتر سخنگوي بشريت مي دانند ويزل از اين دسته است.
آنان عملا با تقدس زدايي از تصوير روحانيان مذاهب گوناگون در اذهان عمومي ، با قضاوت درباره خير و شر و با تکيه بر فعاليت بين المللي ، به روش خاص خود در مسائل سياسي جهان به نحوي سازماندهي شده و در نهايت به نفع قدرتهاي بزرگ دخالت مي کنند. باني «اولين همايش جهاني» برندگان نوبل ، ويزل بود به درخواست ويزل ، فرانسوا ميتران ، رئيس جمهور فرانسه تمامي برندگان نوبل را به پاريس دعوت کرد. 75نفر از آنها به نمايندگي از 14کشور دعوت به شرکت در اين همايش را پذيرفتند که پشت درهاي بسته در تاريخ 18 تا 20 ژانويه 1988 برگزار شد. ويزل کسي است که حضور رونالد ريگان ، رئيس جمهور وقت امريکا را در گورستان بيتبورگ - محل دفن نازيها - تاب نياورد و در تلويزيون اين کشور وي را صريحا مورد استيضاح قرار داد. ويزل ، اين صهيونيست متعصب ، کسي است که با ادعاي دوستي ، با ميتران سوسياليست به اسم مصاحبه ، با او به گفتگو مي نشيند؛ ولي در عمل به محاکمه او مي پردازد! گويي ويزل از ميزان سرسپردگي ميتران نسبت به اسرائيل راضي نيست و بيش از آنچه انجام شده طلب مي کند! در اين مصاحبه ، درست پس از آن که ميتران - با سوابق بسيار روشنش در دفاع از اسرائيل و يهوديان - به عنوان يک دولتمرد سياسي ، محتاطانه مي گويد: «من فکر مي کنم که در مورد کرانه باختري رود اردن ، فلسطيني ها حق دارند در مجموعه اي ملي زندگي کنند» ؛ ويزل سوالاتي گزنده را درباره شايعه همکاري و ارتباط غيرمستقيم ميتران با نازي ها در دوران جنگ جهاني دوم مطرح مي کند که کاملا نيشدار و برخورنده است.
گويي مجازات هر دولتمرد غربي که کمترين حقوقي براي فلسطينيان قائل باشد ، رسوا شدن توسط رسانه هاست.
ميتران به پرسشهاي او پاسخ مي دهد ، ولي پيش از آن به ويزل مي گويد: «به شما پاسخ مي گويم ، چون پرسشگر ، شما هستيد وگرنه به افرادي که کسي نمي داند به چه دليل خود را در مسند قضاوت قرار مي دهند؛ هيچ حسابي براي پس دادن ندارم». همين جمله اخير کافي است تا به ميزان اقتدار ويزل در صحنه هاي جهاني پي ببريم.
بی شک اعطاي اين اقتدار کم نظير به ويزل با ابراز ارادت عجيب او به اسرائيل مربوط است.
ويزل خود را با اسرائيل يکي مي داند و درباره کينه غيريهوديان به يهوديان مي گويد: «به دليل جايگاه ما و جايگاهي که اسرائيل در قلب زندگي و حيات ما دارد ، دشمنان ما همواره به دنبال از بين بردن ما و اسرائيل هستند.» ماجراي هولوکاست و قتل عام يهوديان در دوران جنگ جهاني دوم ، تنها يک بحث تاريخي صرف نيست.
صهيونيست ها با طرح دعاوي حقوقي عليه کشورهاي آلمان ، اتريش ، لهستان ، سوئيس و هر کجاي ديگر که توانسته اند ، تاکنون ميلياردها دلار به جيب زده اند. نورمن فينکلشتاين استاد دانشگاه نيويورک که خود يهودي است ، کتابي خواندني درباره اين موضوع نوشته و نام آن را «تجارت هولوکاست» گذاشته است.
اينک به برخي از آنچه يهوديان صهيونيست و «کنگره جهاني يهود» در دعاوي حقوقي مطرح کرده اند ، گذرا اشاره مي کنيم :
- 32ميليارد دلار مربوط به وجوه 775حساب متروکه در بانکهاي سوئيس.
- 10ميليارد دلار مربوط به اموال يهوديان بي وارث در بانکهاي اتريش. - دهها ميليارد دلار مربوط به ارزش زمينهايي که ادعا مي شود، پيشتر در مالکيت يهوديان لهستان بوده است.
همچنين مدير کل کنگره جهاني يهود چندي پيش اعلام کرد: 50درصد از آثار هنري موجود در ايالات متحده از يهوديان به سرقت رفته است.
هولوکاست امروزه به باب درآمدي بسيار قوي و «مرغ تخم طلايي» براي سازمان هاي يهودي تبديل شده و سودهاي هنگفتي را برايشان به ارمغان مي آورد. به نحوي که طبق گفته رئيس کنگره جهاني يهود ، بودجه اين کنگره هم اکنون 7ميليارد دلار است.
طبق تعبير فينکلشتاين ، هولوکاست ، مبدل به بزرگترين دزد تاريخ بشريت شده است.
فينکلشتاين ، الي ويزل اين پشتيبان فرهنگي اخاذي هاي بي سابقه يهوديان صهيونيست را «يک مبالغه گر و دروغ پرداز» توصيف مي کند. از ديگر سو ، الي ويزل در مصاحبه اي با روزنامه ديلي تلگراف اعلام کرده است : «فينکلشتاين از اسرائيل متنفر است و با تضعيف مساله هولوکاست ، در واقع به دنبال تضعيف اسرائيل است». ژاک لانزمن ، رمان نويس مشهور فرانسوي که يهودي و صهيونيست است ، با صراحت تمام در سال 1994 ميلادي ضمن مصاحبه اي گفت : «راست است که يهوديان ميهن خود را به لطف مردگانشان به دست آوردند. اسرائيل قبل از هر چيز، کشور 6ميليون نفري است که نازيها مبدل به دود کردند. در پشت سر هر اسرائيلي زنده ، دست کم 2 اسرائيلي مرده وجود داشته تا به او کمک کند که بتواند در برابر تمامي دنيا مقاومت کند. شکر خدا فلسطيني ها هنوز به اينجا نرسيده اند. اگر شمار فلسطينياني را که در طول انتفاضه از پاي درآمده اند ، جمع بزنيم ، هرگز بيش از 3 يا 4 هواپيماي 747 پر نمي شود. در حقيقت روساي فلسطينيان ، دنيا را براي 3 يا 4 سقوط هواپيما به شورش درآورده اند
دیدگاه رهبر حکیم انقلاب درباره هولوکاست
درحاليكه رئيس جمهور كشورمان از سال گذشته با طرح سوالاتي اساسي، توانسته است سیاست غرب در تاسیس رژیم صهیونیستی به بهانه« آنچه واقعه تاریخی هولوکاست» نامیده اند را در برابر وجدان عمومی ملتها به چالش بکشاند، از چندی پیش برخي محافل رسانه ای وابسته به مجمع تشخیص مصلحت مي كوشند تا با غیر مربوط دانستن این مساله با منافع جمهوری اسلامی، کینه ورزیهای خود علیه احمدی نژاد را به بهای تقویت جایگاه متزلزل رژیم صهیونیستی پیگیری نمایند.
در جدیدترین ترفند یکی از این رسانه های اينترنتي ،سخن گفتن از تردید درباره هولوکاست و محکوم نمودن نتیجه هایی که غرب از این افسانه گرفته است، تقلید از یک عنصر اطلاعاتی گذشته عنوان شده است. این سایت، با ارائه متن سخنان سعید امامی در این باره و استناد به این دلیل محکم! نتیجه گرفته است که سخن گفتن از هولوکاست و ابراز تردید درباره آن بدعت احمدی نژاد و به تقلید از این عنصر اطلاعاتی است و اساسا این منطق در دیپلماسی جمهوری اسلامی جایگاهی نداشته و نباید داشته باشد!
فارغ از بررسی مغالطه های فراوان این استدلال مضحک که بر مبنای آن هیچگاه کسی حق اعمال ابتکار در سخن گفتن صادقانه و منطقی با ملتها و وجدان عمومی(که اساس و عمق استراتژیک دیپلماسی جمهوری اسلامی را تشکیل داده و می دهند) را ندارد، رجانیوز برای آگاهی مخاطبین،قسمتهایی از سخنان رهبر حکیم انقلاب در گذشته و حال که در آن ایشان صریحا به افسانه بودن هولوکاست و تقبیح نتیجه گیری غرب از آن پرداخته اند،اشاره می کند:
مقام معظم رهبري در سال 79 و در خطبه هاي نمازجمعه براي اولين بار با تاييد ضمني نظرات روژه گارودي دانشمند تاريخ دان فرانسوي، از ضرورت آزادي دانشمندان غرب براي طرح نظراتشان در مورد تاريخسازي صهيونيستها دفاع كردند.
همچنین رهبر حکیم انقلاب در بخشي از خطبه نمازجمعه در تاريخ 23/2/79 فرموده اند: اگر يك نفر پيدا شد و عليه صهيونيسم حرف زد - مثل آن آقاى فرانسوى(13) كه چند جلد كتاب عليه صهيونيستها نوشت و گفت اين كه مىگويند يهوديان را در كورههاى آدمسوزى سوزاندند، واقعيت ندارد - طور ديگرى با او رفتار مىكنند! اگر كسى وابسته به سرمايهداران نباشد و مراكز قدرت سرمايهدارى نباشد، نه حرفش زده مىشود، نه صدايش به گوش كسى مىرسد و نه آزادى بيان دارد! آرى؛ سرمايهداران آزادند كه بهوسيله روزنامهها و راديوها و تلويزيونهاى خودشان، هرچه را كه دلشان مىخواهد، بگويند! اين آزادى، ارزش نيست؛ اين آزادى، ضدّارزش است. مردم را به بىبندوبارى و به بىايمانى بكشند؛ هرجا مىخواهند، جنگ درست كنند؛ هرجا مىخواهند، صلح تحميلى درست كنند؛ هرجا مىخواهند، اسلحه بفروشند. آزادى يعنى اين!
ايشان همچنين در افتتاحيه اولين كنفرانس بين المللي دفاع از مردم فلسطين در سالن اجلاس سران در تاريخ 4/2/80 فرموده اند: اشغال اين سرزمين براساس يك طرح چندجانبه، پيچيده و با هدف جلوگيرى از اتّحاد و پيوستگى مسلمانان و پيشگيرى از تأسيس مجدّد حكومتهاى قدرتمند مسلمان بود. دلايلى در دست است كه نشان مىدهد صهيونيستها با نازيهاى آلمان روابط نزديك داشتند و ارائه آمارهاى اغراقآميز از كشتار يهوديان، خود وسيلهاى براى جلب ترحّم افكار عمومى و زمينهسازى براى اشغال فلسطين و توجيه جنايات صهيونيستها بوده است. حتّى دلايلى در دست است كه عدّهاى از اراذل و اوباشِ غيريهودىِ شرق اروپا را به نام يهودى به فلسطين كوچانيدند تا با پوشش حمايت از بازماندگان قربانيان نژادپرستى، يك حكومت معاند اسلام را در قلب جهان اسلام نصب كنند و پس از سيزده قرن، يك گسستگى بين مشرق و مغرب اسلامى ايجاد نمايند.
همچنين سال گذشته و در تاريخ 18/11/84 رهبر حكيم انقلاب اسلامي به صراحت هولوكاست را افسانه خواندند و افزودند: آزادى بيان - كه آنها دم از آن مىزنند - به آنها اجازه نمىدهد كه در باب افسانهى كشتار يهوديان - معروف به هلوكاست - كسى ترديد بكند. در آن قضيه، جاى آزادى بيان نيست! در كشورهاى اروپايى، افراد زيادى - از دانشمند و محقق و مورخ و مطبوعاتى و غيره - از ترس جرأت نمىكنند ترديدى را كه نسبت به اين قضيه در دلشان هست، ابراز كنند. بعضىها هم معتقدند قضيه از اصل دروغ است، اما جرأت نمىكنند بگويند؛ چون ديدهاند هر كس بگويد، مجازات خواهد شد؛ زندان مىاندازند، تعقيب مىكنند، از حقوق محرومش مىكنند.
ايشان همچنين در تاريخ 8/10/85 و در يام به كنگره عظيم حج رفتار دوگانه غرب را در برابر آزادي بيان به شدت مورد انتقاد قرار دادند و نوشته اند: حمایت از اهانتكنندگان به مقدسات اسلام و حتی افتراء و اهانت صریح بلندپایگان غربی ازقبیل پاپ به این آئین الهی و متقابلاً جرم شمردن تحقیق و تردید دربارهی هولوكاست و كیان صهیونیستی.
استاد دانشگاه سوربن فرانسه: هولوکاست یک افسانه تاریخی است
امروز یکی از بزرگ ترین دروغ های تاریخ معاصر به چالش کشیده شده است. دکتر فوریسون تاکید کرد: مباحثی مانند هولوکاست است که درخواست برای جنگ با محور شرارت را به عنوان شرم آورترین دروغی که الگوی آن دقیقا مانند دروغ بزرگ هولوکاست است، ممکن می سازد. به گزارش مهر، دکتر روبرت فوریسون، استاد دانشگاه سوربن فرانسه که پیش از ظهر امروز و در همایش بین المللی "بررسی هولوکاست؛ چشم انداز جهانی" سخن می گفت، مطالب منتشر شده درباره کوره های آدم سوزی و کلیت واقعه هولوکاست را یک افسانه تاریخی خواند و تاکید کرد: کلیت این حادثه دروغی است که تنها اسرائیل به بهره برداری از آن پرداخته است.وی با اشاره به اسنادی که در رد موضوع هولوکاست در اختیار دارد، افزود: به عنوان مثال فیلمی به عنوان بخش هایی از هولوکاست معروف شده که در آن بولدوزری اجساد را به درون چاله هایی قطور می ریزد؛ من اسنادی دارم که نشان می دهند راننده این بولدوزر که فیلم آن بسیار مورد سوء استفاده قرار گرفته، خود یک فرد یهودی است.این مورخ فرانسوی تصریح کرد: مسائلی که درباره هولوکاست مطرح شده باید مورد بازبینی جدی قرار گیرند و بنده تاکید دارم که اغلب مسائلی که درباره کوره های آدم سوزی و موارد مشابه آن اعلام شده، به کلی دروغ و دور از واقع است اما باید توجه داشته باشیم که این افسانه ای که آنان از خودشان ساخته اند در حال برملا شدن و از بین رفتن است.فوریسون با بیان اینکه حق مورخان برای تحقیق پیرامون هولوکاست در کشورش ضایع می شود، اظهار داشت: این که با برگزاری همایشی در ایران مسئله هولوکاست مورد بحث و بررسی دقیق قرار می گیرد، برای من بسیار جالب و امری قابل توجه است.این استاد دانشگاه سوربن فرانسه ضمن تقدیر از دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کشورمان، گفت: جا دارد که بخاطر برگزاری این همایش از ایشان بسیار تشکر کنم چرا که این همایش فرصت بررسی این واقعه را درباره هولوکاست برای ما فراهم کرده است. در حقیقت آقای احمدی نژاد در مقابل قدرت های بزرگ ایستاد و واقعیت های مروبوط به هولوکاست را بیان کرد. وی در بخش دیگری از سخنانش خطاب به مدعیان هولوکاست تصریح کرد: اگر شما می گویید هولوکاست صحت دارد پس لطفا سندی معتبر برای این ادعایتان ارائه کنید؛ ما 32 سال است که منتظر ارایه این اسناد هستیم اما تا به امروز سند موثقی در این رابطه ارایه نشده و تمام اسناد موجود درباره هولوکاست نیز دروغ و کذب محض بوده است. این مورخ فرانسوی با رد قوی ادعاهایی که در خصوص اتاق های گاز هیتلر وجود دارد، گفت: ما در آغاز قرن 21 به چالش کشیده شدن یکی از بزرگترین دروغ های تاریخی بوده ایم و از این افسانه برای توجیه ایجاد یک مستعمره جنگ طلب در سرزمین فلسطین استفاده شده که نام دولت یهودی به خود گرفته و از نعمت یک ارتش یهودی برخوردار است. فوریسون در پایان تاکید کرد: هولوکاست ما را غرق در فیلم ها، موزه ها و کتاب هایی کرده که حاوی شعله های سوزان نفرت است و این موضوع است که درخواست برای جنگ با محور شرارت، ساختن شرم آورترین دروغی که الگوی آن دقیقا مانند دروغ بزرگ هولوکاست است را ممکن می سازد؛ چرا که هیچ تفاوتی بین سلاح های کشتار جمعی هیتلر و صدام حسین وجود ندارد
هولوکاست افسانه یا واقعیت
هولوکاست(holocaust)، واژه ایست متشکل از دو کلمه یونانی Holos به معنی همه و Kaustos به معنی سوزاندن و در فرهنگ واژگان سیاسی صهیونیسم به معنای نسل کشی! یهودیان توسط هیتلر و حزب نازی[سوسیال - ناسیونالیسم] حاکم بر آلمان در زمان جنگ جهانی دوم است.
در این چند روزه به احتمال زیاد این کلمه را چندین بار از رسانه های گروهی شنیده اید و یا در جراید خوانده اید.
دلیل مطرح شدن هولوکاست و آن به خاطر اظهارات دکتر احمدی نژاد در عربستان، پیرامون دروغ بودن و ساختگی بودن این داستان خیالی و بهره برداری سیاسی و سوء استفاده از مظلوم نمایی صهیونیسم از این داستان است.
بر طبق این ادعا در طول جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی(1) در سرزمینهای اشغال شده توسط آلمان به کوره های آدم سوزی و اردوگاههای کار فرستاده شده و به صورت دسته جمعه نابود شده اند!
داستانی که جز منابع صهیونیستی هیچ منبع موثق دیگری حتی در آمریکا و اروپا ندارد!؟ و حتی واتیکان بعد از این ماجراها در بیانیه ای اعلام می کند که از کوره های آدم سوزی بی خبر است.
جالب اینکه تا این لحظه حتی یک نفر هم به عنوان شاهد [یهودی یا غیر یهودی] پیدا نشده که سوزانده شدن و یا قتل عام یهودیان را به چشم دیده باشد.
اگر مایلید در مورد این ادعا بیشتر بدانید به این لینک سری بزنید.
در اینجا بحث من در مورد چگونگی به وجود آمدن این دروغ پردازیها نیست بلکه می خواهم به هولوکاستهایی واقعی در دنیای متمدن و مدرن اشاره کنم.
هولوکاستهایی که در پیش چشم جهانیان به وقوع پیوسته است و به وقوع می پیوندد اما کوچکترین واکنشی از سوی طرفداران حقوق بشر دیده نشده و نمی شود و اگر هم گاهی برای خالی نبودن عریضه سخنی به میان آمده یا فراموش شده یا سرکوب!
- کشتار مردم بی دفاع شهرهای مرزی ایران و عراق با سلاح شیمیایی به دست صدام حسین و با حمایت آشکار و پنهان قدرتهای جهانی.
- کشتار و نسل کشی مردم بوسنی و هرز گوین به دست قصابان صرب در قلب اروپا.
- کشتار مردم در دارفور سودان و دیگر کشورهای آفریقایی با حمایتهای قدرتهای خارجی!
- کشتار مردم و مبارزان برخی کشورهای آمریکای لاتین به دست رهبران دست نشانده آمریکایی مانند پینوشه و...
- کشتار رسمی و دولتی مردم فلسطین! به دست صهیونیستها.
- ...
جالب اینجاست که در مورد آخر کسانی دست به قتل و جنایت می زنند که مدعی هستند قتل عام شده اند! و این عمل را [کشتار یهودیان] تقبیح می کنند اما خود در روز روشن و در ملا عام به ترور و جنایت دست می زنند.
اگر فرض کنیم که این دروغ یعنی هولوکاست هم درست باشد چرا مردم مسلمان فلسطین را می کشند؟
مردمی که هیچ نقشی در وقایع ساخته ذهن صهیونیستها نداشته اند و فقط جرمشان مسلمان بودن است.
این یادداشت را با یک جمله به پایان می برم و آن اینکه، دنیای امروز دنیای دروغ و حق کشی ضعیفان است و مظلوم نمایی برای مظلوم کشی.
زیرنویس:
1- بر طبق آمار ثبت شده سالنامه آمریکا قبل از جنگ جهانی در سال 1939 تعداد یهودیان اروپا 3میلیون و 120 هزار نفر بوده و حالا چطور از این تعداد 6 میلیون نفر کشته شده اند خود جای بسی شگفتی است!!
منابع :
http://holocauste.mihanblog.com/
http://www.yahood.net/maghalat/maghalat/yahood/42.htm
http://www.fanuse.com