فهرست مطالب صفحه
فهرست 1
مقدمه 2
چگونگی ومحل ظهور 2
زمان ظهور 4
بیعت برای حضرت مهدی (عج) 6
سپاه حضرت مهدی عليه السلام 7
بريدن دستهاي بني هاشم 8
كوفه پايتخت حضرت مهدي عليه السلام 9
نقش اين ميراث ها در روز ظهور امام چيست؟ 11
فرود عيسي بن مريم از آسمان 11
چگونگي سلام بر حضرت مهدي 13
منابع 14
مقدمه
((اراده كرديم كه منت نهيم بر ضعفا , قرار داديم ميان ايشان امامان و آنان را وارثين نهاديم)) [1]
وجود يگانه مصلح حقيقي را هيچ يك از مذاهب جهان منكر نيستند, لكن هر يك در تطبيق او به لساني و به اسمي معتقدند كه با لا خره پس از اين همه اختلافات و بي عدالتيها مصلحي خواهد امد و جهان را رهايي بخشيد.
چگونگی ومحل ظهور
چگونگی ومحل ظهور حضرت مهدی (ع) بحثی حسّاس ودارای نهایت اهمیت است.
چرا که سخن در چگونگی ظهور وخارج شدن از پوشیدگی وپنهانی است که بیش ازهزار سال طول کشیده است، همچنان که در کیفیت شروع نهضت است – همان نهضتی که برزگترین اهداف را محققّ نموده گرانبهاترین بهرها را خواهد داد – وآغاز پرداختی به برزگترین حملهء پاک کننده سطح کرّه زمین وبزرگترین دگرگونی در زندگانی بشر ووسیعترین تغییر در پدیده های حیات حضرت مهدی (ع) در مدینهء منوره ظاهر خواهند گردید .
ما نمی دانیم که میزان وسعت ظهور آن بزرگوار چه مقدار است ولی می توانیم بدانیم که ظهور در سطحی کوچک نخواهد بود و نیز نمیدانیم که موضع دولت وحکام آن روز در مدینه در برابر حضرت مهدی چگونه خواهد بود .
روايات دلالت دارد كه نهضت و انقلاب مقدس حضرت مهدي (ارواحنا فناه) در مدت چهارده ماه كامل مي گردد و در شش ماهه اول , امام (ع) در اضطراب و نگراني به سر مي برند و حوادث را به طور نهان توسط ياران خود رهبري مي كند و در هشت ماه بعدي در مكه ظهور مي كنند و رهسپار مدينه وآنگاه راهي عراق و قدس مي گردد و با دشمنان خود وارد نبرد مي شود, جهان اسلام را به طور يكپارچه تحت فرمان وخود در مي آورند, آنگاه با در ميان (غربيها) پيمان آتش بس مي بندد, چنانكه خواهد آمد.
پيش از ظهور حضرت مهدي (ع) دو حادثه رخ مي دهد كه ان در به منزله نشانه هاي الهي است كه آن حضرت آمادگي لازم را جهت ظهور مقدس خويش آغاز مي نمايد:
حادثه اول: وقوع كودتايي است در سرزمين شام كه به رهبري عثمان سفياني انجام مي گيردو اما مردم تصور مي كنند اين كودتا از نوع كودتايي است كه معمولاً در كشورهاي عربي و اسلامي رخ مي دهد. ولي يهوديان و غربي ها, دشمنان امت اسلام آن را گام موثري, در يكپارچه نمودن منطقه پيرامون فلسطين, بدست رژيمي نيرومند از دست نشانده هاي خود بشمار مي آورند كه بتوان با قدرت و توان, در كنترل اوضاع منطقه بكوشند و از عمليات نظامي عليه آنها جلوگيري نمايند. مهمتر از آن, اين كه همين نيروي نظامي منطقه است كه در برابر نخستين نيروي اعزامي ايراني كه بسوي قدس در حركتند مي ايستد و در مرزهاي عراق آنان را مشغول مي سازند. كساني كه نسبت به روايات مربوط به اگاهي مي دادند مي دانند كه ماجراي سفياني , توسط پيامبر (ص) وعده داده شده است و مي گويند: خدا و پيامبرش راست فرمودند, منزه است پروردگار ما و البته وعده پروردگار حتمي و عملي است ... و دلهايشان نسبت به ظهور مهدي موعود ارواحنافناه اميدوار مي شوم و درباره او سخن بسيار مي گويند و درياري رساندن به ولي اعلام آمادگي مي نمايند.
روايات مي گويند تمام انسانها در برابر اين نشانه الهي وعده داده شده, سر تسليم فرود مي اورند , زيرا كه تفسير اين گفته خداوند است: (( اگر بخواهيم از آسمان معجزه اي برآنها فرو فرستيم كه در برابر سر تسليم فرود مي آورند)) [2]
ناگزير اين سوال مصرانه و عالمگير پي در پي بر سر زبانها مي افتد و رسانه هاي تبليغاتي , همه جا گفته مي شود كه مهدي كيست؟ و او كجاست؟
اما همين كه مي شناسند ولي رهبر مسلمانان و از خاندان پاك پيامبر (ص) است و بزودي در حجاز ظهور خواهد كرد, مبادرت به ايجاد شكر و ترديد, پيرامون صداي معجزه آساي آسماني و برنامه ريزي و توطئه جهت ضربه زدن به موج جديد اسلامي و به شهادت رساندن رهبر اين نهضت, حضرت مهدي (ع) مي نمايند, اما ايمان آوردندگان به غيب كه روايات مربوط به اين صوت را شنيده اند آگاهند كه اين ندا همان نداي حق وعده داده شده است و سر بر سجده شكر مي نهند و بر خشوع دلهايشان در پيشگاه خداوند افزوده مي شود. آنان همواره از ان حضرت سخن مي گويند و جوياي او مي شوند و خود را جهت ياري به وي مهيا مي كنند.
اصل روايت مربوط به اين نداي آسماني است كه مردم را به پيروي از امام مهدي (ع) دعوت نموده و او را به نام خود و پدر بزرگوارش ياد مي كند در منابع شيعه و اصل سنت فراوان آمده و بعيد نيست به حد تواتر معنوي برسد. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرموده: (( منادي از آسمان نام صاحب اين امر را, بانك مي زند كه فرمانروائي از ان فلاني فرزند فلاني است پس كشتار براي چيست؟))
و نيز فرمود: (( و صيحه رخ مي دهد, يكي در آغاز شب و ديگري در پايان شب دوم , هشام بن سالم گويد پرسيدم: چگونه است؟ فرمود: صيحه اي در آسمان است و صحيه ديگر از سوي ابليس , پرسيدم: چگونه يكي از ديگري باز شناخته مي شود؟ فرمود: كسي كه به ان گوش فرا مي دهد, بيش از انكه به وجود آيد آنرا تشخيص مي دهد.))
اين نداي زميني مخالف, كه روايات از آن سخن مي گويند ممكن است واقعاً ابليس باشد. همچنانكه در جنگ احد فرياد بر آورد : كه محمد (ص) كشته شد و ممكن است فرياد ابليس , اما به وسيله دستياران و اعوانش, يعني شياطين تبليغات چي جهاني باشد كه با پيشنهاد آنان براي رويارويي با موج جهاني اسلام كه نداي آسماني , آن را ايجاد مي كند از طريق نداي مخالف و مشابه به ان به مقابله برخيزند.
اما نبردي كه نداي آسماني دعوت به آتش بس آن مي كند بعيد نيست جنگ جهاني باشد. ممكن است جنگ هسته اي نباشد بلكه جنگ هاي متعدد و مطابق با روايات و با انچه كه ذكر شده است در سال ظهور كه جنگ هاي فراواني رخ مي دهد باشد.
پيش اين دو نشانه يعني خروج سفياني در ماه رجب و نداي آسماني در ماه رمضان تا زمان ظهور امام زمان (عج) در ماه محرم نزديك شش ماه باقي است. كمنابع روائي اهل سنت شماري از اقدامات امام (عج) را در اين برهه بيان مي كنند كه مي توان آن را در پيوستن آن حضرت به ياران خود در مدينه منوده و سپس در مكه مكرمه و ديدار ولي با كساني كه از اطراف جهان با شوق و اضطراب جهت بيعت با او در پي آن حضرت مي باشند خلاصه نموده كه از جمله هفت تن از دانشمندان اسلامي كشورهاي مختلف هستند كه بدون قرار قبلي , امام را در مكه ملاقات مي كنند و هر يك در شهر خود از سيصد و سيزده نفر از افراد متدين و مخلص بيعت گرفته اند. و در جستجو حضرت مي باشند تا از جانب خود و پيروانشان با ان بزرگوار بيعت نمايند. به اين طمع كه امام (ع) آنان را لبپذيرد و آنها از ياران ولي كه پيامبر (ص) وعده داده بود محسوب شوند.
در منابع شيعه اين شش ماه را مرحله ظهور غير علني بعد از غيبت كبري بيان مي كنند و مراد از روايت امير مومنان (ع) كه : (( ظاهر شدن او اندكي ابهام آميز است تا اينكه نام و يادش همه جا را فرا گرفته, آنگاه ظهور مي كند.)) اين است كه در آغاز امام (ع)به تدريج ظهور مي كند و انگاه مسئله ظهور براي مردم روشن و آشكار مي گردد و احتمال دارد ظهور تدريجي امام بدين جهت باشد كه امر ظهور و پذيرش مردم به معرض آزمايش گذاشته شود تا مسئله ظهور واضح شده و جا بيفتد.
در مورد اين مقطع, علاوه بر خبر قبل, تعدادي روايات ديگر نيز وجود دارد كه از حيث سند صحيح شمرده مي شود و روشن ترين آنها مرقومه حضرت مهدي (عج) به نماينده خود علي بن محمد سمري رحمه الله عليه است كه فرمود: ( بزودي از پيروان من كساني مي آيند كه ادعاي مشاهده مرا دارند, آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج سفياني و صحيه آسماني, ادعاي مشاهده نمايد افترا بسته و دروغگوست)).
ظاهراً منظور از مدعي مشاهده امام (ع) قبل از وقوع اين دو حادثه كسي است كه ادعاي نمايندگي صاحب الامر (ع) را داشته باشد نه صرف شرفيابي به حضور ايشان رسيدن, بدون ادعاي نمايندگي و يا بدن سخن گفتن درباره گفتن درباره آن. روايات زيادي از سوي عده اي از علما و اولياء مورد اعتماد و شايسته درباره ديدار با امام (ع) رسيده است و شايد همين سبب تعبير نمودن به جمله منفي مشاهده باشد نه نفي رويت.
نوشته مبارك امام (عج) دلالت بر اين دارد كه غيبت كبري با خروج سفياني و صيحه اسماني پايان مي پذيرد و غيبت بعد ار آن شبيه به غيبت صغرا ظهور مي باشد, يعني امام (عج) در اين مدت از چشم ستمگران و سياسنهاي اطلاعاتي آنان پنهاني است ولي در اين مدت با ياران خود در تماس است و شماري از ايشان شرفياب حضور وي مي شوند و حضرت نمايندگي را به عنوان رابط خود و مومنين منسوب مي نمايد.
زمان ظهور
از روايات بعدي اينگونه به نظر مي رسد كه امام (عج) پس از خروج سفياني , ظاهر مي شود سپس تا ظهور وعده داده شده خود در ماه محرم, پنهان مي گردد, در روايت خزلم بن بشير از امام زين العابدين (ع) آمده است كه حضرت فرمود : (( وقتي سفياني ظهور كند, حضرت مهدي (عج) نهان مي گردد, سپس بعد از ان دوباره ظاهر مي گردد.)) به عقيده ما, اين روايت, تعبيري جز آنكه امام (عج) بعد از خروج سفياني در رجب ظاهر و آنگاه تا هنگام ظهور معين خويش در عموم نهان مي گرددند و روايت مشخص نمي كند كه ايا اين ظهور پيش از نداي آسماني , در ماه رمضان است و يا بعد از آن؟
از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: ((قائم قيام نمي كند مگر آنكه دوازده نفر, همگي اتفاق بر يك سخن كنند و گويند او را ديده اند اما آنها را تكذيب مي كنند.))
به نظر مي رسد كه آنان مرداني راستگو با شند به دليل اينكه امام (ع) اتفاق نظر آنها را مبني بر ديدار حضرت مهدي (عج) بيان مي كند و از تكذيب مردم نسبت به آنها تعجب مي كند و ظاهراً ملاقات آنان در همان دوره اي صورت مي گيرد كه امام (عج) در نهان به سر مي برد و ظاهر مي شود تا تدريجاً مساله ظهور آشكار گردد و سرانجام نام و يادش بالا گرفته و ظهور مي كند.
بنابراين حضرت مهدي (عج) در اين برهه تقريباً كامل رهبري خود را ايفا نموده و يا رهنمودهاي خويش در آن موقعيت حساس حكومتهاي زمينه ساز يمني و ايراني را رهبري مي نمايد و در كليه سرزمينهاي مسلمانان با ياران خود كه اولياي خدايند, ارتباط برقرار مي كند.
به هر حال آنچه از روايات بر مي آيد اين است كه دوره شش ماهه يعني از خروج سفياني و نداي اسماني تا ظهور حضورت مهدي (عج) در ماه محرم, سرشار از تلاش امام (عج) و يارانش مي باشد و كرامات و معجزاتي به دست ياران و پيوستگاه به انها به وقوع مي پيوند و آن رويدادي جهاني خواهد بود كه ذهن مردم را به طور يكساني مشغول مي نمايد
روزها می گذرد لحظه قیام امام نزدیک می شود امام صادق علیه السلام می فرماید : قیام کننده را می بینم که روز دهم محرم که شنبه است از بین رکن وقیام ابراهیم قیام کرده وشیعیان او از اطراف زمین با طی الارض نزدش حاضر می شود وبا او بیعت می نمایدند آنحضرت در سال وتر (طاق ) ظهور میکند 0حضرت هنگام ظهور تکیه به کعبه یا مقام می نماید ومردم برای یاری حضرت فرا خوانده می شوند ومی فرماید (بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین ) سپس می فرماید اناءبقیه الله من بقیهّ ای از طرف خدایم یعنی امامان وصالحان حجّت وخلیفهء او برای شما می باشم بر شما هست که ما را یاری کنید .
بنابراین هر کسی که خدمت حضرت برسد می گوید السلام علیکم یا بقیّه الله فی ارضه وسیصدو سیزده نفر گرد او می آیند وبا او بیعت میکنند .از سیصد وسیزده نفر پنجاه نفر اهل کوفه وبقیه آنها از مردم جهان هستند همه بدون وعدهء قبلی نزد آن حضرت جمع می شوند وغالبا یگدیگر را نمی شناسد امیر الموءمنین فرمود: اولین یاران حضرت به تعداد اصحاب بدر از مشرق ومغرب در نیمه شب در مکّه (جنب حضرت حجت عج) حاضر میشوند0 اصحاب حضرت حجت جوانان هستند وافراد غیر جوان در میان آنها بسیار کم است امام علی(ع) در جای دیگریمی فرماید: از رسول خدا شنیدم .اولین نفر از یاران مهدی از بصره یا مصر وآخرین نفراز یمامه است .
وقتی که حضرت ظهور میکند روز عاشورا در مسجد الحرام حاضر گردیده چند رکعت نماز در مقام ابراهیم علیه السّلام می گزارند در حالی که یاران خاص در اطراف حضرت گرد آمده اند این خطبه را القا می فرماید.
البته روایت شده است که حضرت مهدی علیّه السلام پشت به خانهءکعبه خطبهء تاریخی خود را آغاز می فرماید :
ای مردم ما از خدا یاری می طلبیم واز مردمی که دعوت مارا اجابت کنند ، ما اهل بیت پیامبرتان محمد هستیم وسزاوارترین مردم به خدا ومحمّد صلی الله علیه وآله هر که در مورد آدم بامن محاجّه کند باید بداند که من نزدیکترین کس به آدمم .هر که در باره نوح بامن به گفتگو برخیزد بداند که من سزاوارترین کس به نوحم .هر که در زمینه ابراهیم با من احتجاج نماید بداند که من شایسته ترین مردمان به ابراهیمم .هر که در مورد محمد صلی الله علیه وآله بامن محاجّه نماید بداند که من نزدیکترین مردمان به محّمدم 0هر که دربارهء پیامبران با من گفتگو نماید من سزاوارترین مردمان به پیامبرانم0آیاخدای تعالی در کتاب خویش نمی فرماید :
خدای متعال آدم و نوح و ال ابراهیم آل عمران را بر جهانیان برگزید؛ فرزندانی که برخی از برخی دیگرند وخدا شنوا ودانا است . من باز ماندهء آدمم وذخیره ای از نوح وبرگزیده ای از ابراهیم وانتخاب شده ای از محمد صلی الله علیهم اجمین . بدانید هر که در کتاب خدا با من به محاجّه برخیزد من سزاوارترین مردم به کتاب خدا هستم .
بدانید هر که در سنّت رسول خدا با من محاجّه نماید من سنّت رسول خدا سزاوارترینم .شما را به خدا سوگند می دهم هرکه سخن مرا امروز بشنود به دیگری که حاضر نیست برساند.به حق خدا وحقّ پیامبراش وبه حق خودم – حقّ من بر شما حقّ بر شما حقّ قرابت من به پیامبر خداست .از شما می خواهم که مرا یاری نمایید .ودر برابر کسانی که به ما ظلم کردند از ما حفاظت کنید .مارا بیم دادند وبه ما ستم نمودند ومارا از دیار وفرزندانمان راندند وبر ما جور نمودند وحقّمان را سلب کردند واهل باطل برما دروغ بستند .خدارا خدارا مارا درنظر آورید .مارا رها نکنید ویاریمان کنید که خدای تعالی شما یاری خواهد نمود .
بیعت برای حضرت مهدی (عج)
معنای بیعت، پیمان بستن بر اطاعت و فرمانبرداری است و نافرمان نکردن و اوامر را زیر پا نهادن ... و مشابه آن . در بیعت با حضرت مهدی علیه السلام اهل آسمان نیز شرکت دارند.
بیعت امین وحی خدا جبرئیل با حضرتش از بیعت مردم با آن حضرت پیشتر انجام می شود.
این مطلب دلیل بر آن است که آسمان نیز به شروعیت اين بیعت مبارک و میمون که برکات آن شامل همه کائنات گرديده همه موجودات را فرا می گيرد شهادت می دهد.
از احادبث اینگونه بر می آبد که حضرت مهدی عليه السلام از اصحاب و ياران خويش بر اساس شرايطی که در کتاب ها ذکر گرديده بيعت می گیرد. برخی از اين شرايط اموری هستند که ارتکاب آنان در هر حال حرام بوده نبازی به شرط کردن ندارد؛ مانند زنا – سرقت – خوردن مال بتبم و مشابه ان – با وجود آنکه ياران حضرت مهدی عليه السلام از مزايا و شگفتيهای فراوانی بهره مندند پايبندی به اين شرایط لازم است؛ چرا که آن حضرت از ياران خويش می خواهند که نمونه های فضائل و کمالات باشند تا لياقت فرماندهی و سرپرستی کره زمين را داشته باشند.
سپاه حضرت مهدی عليه السلام
از حضرت باقر عليه السلام روايت شده است که در حدیثی که راجع به حضرت مهدی سخن می گفتند چنين فرمودند: سپس از مکه بيرون نمی رود مگر آنکه در ميان تعدادی به اندازه حلقه باشد.
راوي سوال مي كند حلقه چيست؟ فرمودند: ‹ 10 هزار نفر›
آنان جزء سپاه حضرت مهدي (عج) محسوبند ولي امتيازات انان مانند امتيازات 313 نفر نيست؛ جز آنكه آنان در مكه به حضرتش ملحق گرديده در زير پرچم آن بزرگوار مي آيند.
بنابراين, نمي توانيم ميزان فراواني سپاهيان و لشكريان امام را تصور نماييم ولي ايم مقدار را مي توانيم بگوئيم كه هر موردي كه به حضرت مهدي (عج) ايمان داشته و توانايي حمل سلاح داشته باشد از سپاهيان امام محسوب مي گردد و هنگامي كه فرمان امام به امادگي و بسيج صادر مي شود تمام طبقات در هر سنتي و شرايطي كه باشند براي لبيك گفتن به نداي آن حضرت بر يكديگر سبقت مي گيرد
اقدامات حضرت مهدي (عج) در مكه مكرمه:
در پي انجام بيعت براي حضرت مهدي (عج) پس از آنكه حكومت سابق سقوط كرد و نابود شد بساط حكومت را در مكه مي گستراند و بر مراكز قدرت تسلط مي يابند.
در آن روز دولت وقت توان ان را كه در برابر حضرت مهدي (عج) مقاومت كند را ندارد و از برخي از احاديث استفاده مي شود كه مكه تسليم مي گردد و ان حضرت به طور كامل بر آن شهر استيلا مي يابند در آن شهر حضرت مهدي (عج) به انجام كارهائي اقدام مي فرمايد كه برخي :
1- برگرداندن مسجد الحرام به صورت اوليه
حضرت امام صادق (ع) مي فرمايند: زماني كه قائم قيام كند ساختمان مسجد الحرام را خراب مي كند تا به صورت اوليه برگردد. مقام را نيز به محلي كه قبلاً بوده بر مي گرداند.
يعني مسجد الحرام اصلي به مراتب بزرگتر از مسجد الحرام امروزي بوده است وقتي حضرت مهدي (عج) ظاهر شوند ديوار محيط بر مسجد الحرام را خراب كرده ديوار تازه اي بر پايه ديوار نخستين مي سازند و اين بسيار باعث سهولت طواف خواهد شد به ويژه آنكه تعداد حاجيان در زمان ظهور حضرت به دهها ميليون نفر خواهد رسيد.
2- بر گرداندم مقام ابراهيم به جايگاه نخست.
مقام ابراهيم سنگي است كه حضرت ابراهيم خليل الرحمان – وقتي كه خانه كعبه را بنا مي فرمود بر آن سنگ ايستاد . اين مقام در زمان رسول خدا صلي الله عليه و اله مجاور كعبه بود. وقتي كه عمر بن خطاب زمامدار شد مقام ابراهيم را از مكانش منتقل ساخت و محلش را تغيير داد.
بنابراين از جمله اقداماتي كه حضرت در مكه انجام مي دهند, برگرداندن مقام ابراهيم به محل اول آن در جوار كعبه مكرمه است. اين مطلب نيز براي تسهيل طواف حجاج انجام مي پذيرد. زيرا در ان صورت طواف بين ركن و مقام واجب نخواهد بود بلكه طواف كردن خانه حفظ كفايت مي كند هر قدر كه حجاج به هنگام طواف از خانه دور شوند مانعي نخواهد داشت.
3- نهي از طواف مستحب
حضرت صادق عليه السلام مي فرمايد: اولين مطلبي كه قائم از عدالت آشكار خواهد نمود آن است كه منادي او ندا در مي دهد: آنكس كه مشغول انجام استيلا حجر السود و طواف مستحبي است جاي خود را به كسي كه طواف واجب بر عهده دارد تسليم نمايد.
بنابراين در زمان امام رمان تمام قوانين ساخته ذهن بشر كه مربوط به مقدمات سفر است مانند پاسپورت- ويزا و امثال اين امور ملغي مي گردد.
بنابراين تعادا حاجيان آن مقدار افزون خواهد گرديد كه نمي توانيم تعداشان را حدس بزنيم و نيز واضح است كه در ان هنگام طواف گرد خانه كعبه و استلام مجر السود جداَ دشوار خواهد بود روي همين اصل حضرت مهدي به به محاج امر مي فرمايند كه به طواف واجب اكتفا و طواف مستحب را رها نمايند تا فرصت براي كساني كه هنوز طواف واجب را به جا نياوردند گشاده گردد.
بريدن دستهاي بني هاشم
حضرت صادق(ع) فرمودند: بدانيد وقتي قيام كند بني شبيه را مي گيرد و دست آنان را قطع مي نمايد و بعد آنان را مي گرداند و مي فرمايد اينان دزدان خدا هستند.
بني شبيه پرده داران كعبه هستند كه در دستشان كليدهاي كعبه است. اين سمت را فرزندان از پدران به ارث برده اند. اينان اموال و ذخايري كه به كعبه هديه گرديد مي دزديدند و چنانچه مي خواستند – در آنها تصرف مي نمودند. به همين علت امام آنان را دزدان خدا نام نمادند.
يعني دزدان اموال خدا – البته حضرت مهدي عليه السلام فقط به بريدن دست بني شبيه اكتفا نمي كند بلكه امر مي فرمايد كه انان را بگردانيد. اين فرمان حضرت به اين اعتبار صورت مي گيرد كه وسيله ترساندن و تهديد براي هر دزد و هر انكسي باشد كه در اموالي كه از آن او نيست تصرف غير مشروع داشته باشد و بداند كه مكافات او بريده شدن دست و خواري دنيا و عذاب آخرت خواهد بود.
حضرت مهدي عليه السلام در مدينه منوره
حضرت مكه مكرمه را به سوي مدينه موره ترك مي فرمايد و اين زماني است كه فرمانداري دارد مكه از سوي خويش مي گمارد پس از آنكه حضرتش مكه را ترك فرمود برخي از بدكاران اهل مكه بر فرماندار شوريده او را به قتل مي رسانند. اين خبر به حضرت مهدي عليه السلام مي رسد , لذا سفر را قطع نموده و به مكه باز مي گردد و ان گروه سركش را كشته و ريشه هاي فتنه را قطع مي سازد. آنگاه فرماندار برگزيده به سوي مدينه منوره حركت مي نمايند.
در مدينه نيز به كارها و فعاليت هائي اقدام مي نمايند كه آن عبارتست از شكافتن بعضي از قبور و خارج كردن و سوزاندن اجساد داخل در آنها.
حضرت از مدينه منوره به سوي عراق مي روند و شايد در مسير خود از كوه شعد و رفحاء به نجغف بگذرند و سپس براي اقامت به كوفه مي روند.
كوفه پايتخت حضرت مهدي عليه السلام:
كوفه پس از ظهور امام مهدي عليه السلام داراي ترتيبي بزرگ خواهد شد, زيرا پايتخت حكومت و مركز خلافت و مقرر دولت آن بزرگوار خواهد بود.
حضرت امام حسن مجتبي عليه السلامفرمودند: يك جاي پا در كوفه از خانه اي در مدينه مرا محبوبتر است.
و حضرت باقر(ع) در حديثي كه راجع به حضرت مهدي عليه السلام بيان مي كنند چنين مي فرمايند: آمگاه به كوفه برمي گردند بيش از سيصد و ده مرد را از سراسر جهان برگزيده بين دو شانه و نيز بر سينه هاشان دست مي كشد, به طوري كه در قضاوت ناتوان نخواهند بود.
حضرت امام صادق عليه السلام درباره شكوفائي و اباداني در كوفه چنين مي فرمايد
وقتي قائم آل محمد صلوات الله عليهم قيام نمايد خانه هاي كوفه به رود كربلا متصل خواهد شد به هنگام ظهور حضرت مهدي عليه السلام و رسیدنشان به كوفه نظر مومنان به سوي كوفه متوجه خواهد شد زيرا بيشتر شيعيان موجود در كره زمين تلاش و كوشش مي نمايند تا به كوفه مهاجرت كنند. شهر كوفه از تمام جوانب گسترش يافته و به شهر مقدس كربلا متصل مي شود . حضرت مهدي عليه السلام نماز جمعه را در مسجد جامع كوفه اقامه مي كنند و مسلم است كه مسجد از نمازگزاران مالامال خواهد گرديد زيرا مسجد با همه وسعت امروزيش نمي تواند قسمت اعظم نمازگزاراني را كه مشتاقند به امامت حضرت مهدي نماز بگذارند در خود جا دهد. علت آن است كه همه مردم با اختلاف طبقاتشان و بدون استثنا علاقه مندند كه به حضرتش اقتدا نمايند و به انجام اين كار نيز بر يكديگر سبقت مي گيرند هيچكس از اين نماز – جز ناتواني كه, از راه رفتن ناتوان است مانند شخص پير و زمين گير تخلف نمي كند.
حضرت باقر عليه السلام در حديثي طولاني چنين مي فرمايند: مهدي داخل كوفه مي شود در آن شهر سه گروه خواهند بود كه با هم اختلاف دارند ولي اين اختلاف از بين مي روند و زمينه براي آن حضرت اماده مي شود داخل كوفه گرديده و بر منبر بالا مي رود و خطبه مي خواند براثر شدت گريه هيچكس نمي نفهمد كه او چه مي گويد وقتي كه جمعه دوم مي آيد مردم مي گويند: اي فرزند رسول خدا نماز در پشت سر شما برابر نماز پشت سر رسول خدا صلي الله عليه و آله است مسجد گنجايش ما را ندارد.
امام مهدي عليه السلام مي گويد: من مسجدي براي شما مي سازم كه شما را در خود جاي مي دهد پس به سوي نجف رفته مسجدي را طرح ريزي مي كند كه داراي هزار در باشد و مردم را در خود جاي دهد .
فرود عيسي بن مريم از آسمان :
نزول پيامبر بزرگ خدا يعني عيسي بن مريم از آسمان به هنگام قيام حضرت مهدي از حقايق ثابت نزد همه مسلمانان است با همه اختلافاتي كه در روش ها و مذاهب دارند و از اموري است كه به هيچ وجه نمي توان درباره ان شك و مجادله نمود. حضرت عيسي از پيامبران اولولعزم و حدود ششصد سال پيش از رسول گرامي اسلام مي زيسته است نازل شده و با حضرت مهدي بيعت مي كند مذيفه بن يمان از رسول اكرم صلي الله عليه و آله چنين نقل مي كند:
وقتي عيسي بن مريم فرود مي آيد مهدي عليه السلام به وحي كه گويي از موي سرش آب مي چكد روي مي كند و مي گويئ پيش آي و با مردم نماز گزار. عيسي بن مريم گويد: نماز براي تو بر پا شده است سپس عيسي پشت سر مردمي از فرزندان من نماز مي گذارد. وقتي نماز خوانده شد, عيسي بر مي خيزد تا آنكه در مقام مي نشيند و با وي بيعت مي نمايد.
قيام به سيف و صفور به
در روايت متواتر آمده كه حضرت عيسي با شمشير قيام مي نمايد و حتي حضرت عيسي در كنارش با دشمن مي جنگد و به اصطلاح ما, مبارزه مسلحانه مي نمايد. و در اين مطلب هيچ ترديدي نيست و اين به آن معنا نيست كه مثل پادشاهان كشور گشا يك با ده به شهري هجوم برده و بهلشكري شبيخون زده و آنجا را بگيرند , بلكه كار او شبيه به كار حضرت موسي و نبرد او با فرعونيان و شبيه كار حضرت محمد است كه اول با دلايل , حق را براي انها روشن مي كند و پدرانه نصيحت و پند و اندرز مي دهد و بعد از اتمام حجت و مهلتي كه به انها خواهد داد, اگر مخالفت كردند و راه هدايت مردم را بستند, سران توطئه گر و پليد آنها را به قتل مي رساند, همان طور كه توان فرموده واگر لشكركشي كردند و در مقابل آنها لشكر قوي تري آماده مي كند و آنها را تسليم خواهد نمود.
از آنجا كه حضرت, حضور به رعب است خداوند در دل دشمن ترس مي اندازد و خود را در مقابل حضرت مي بازند و غالب دشمنان بدون مقاومت تسليم مي شوند يعني با حداقل كشتار حداكثر نتيجه را مي گيرد.
حضرت امام صادق فرمودند:حضرت مهدي با روش رسول خدا عمل مي كند. روزي علي بن خنيس از حضرت صادق پرسيد:آيا حضرت مهدي بر خلاف سيره حضرت علي حكومت مي كند؟ فرمود: بله تفاوت مي كند . زيرا حضرت علي به نرمي و رها كردن آنها رفتار مي كرد اما حضرت , مامور به اسلحه و اسيري است مگر آنكه تسليم حق شوند و اين براي آن است كه حضرت مهدي مي داند كه اگر آنها را بكشد بعد از آنها شيعه اي از نسل آنها به وجود نمي آيد .ولي حضرت علي مي دانست كه اگر آنها را زنده بگذارد از نسل آنها شيعه به دنيا نمي آيد.
رسول اكرم فرمود: كي خواهد آمد كه به واسطه او هر بدعت از بين برود و هر ذالت و گمراهي محو و هر سنتي احيا شود
ميراث هاي پيامبران نزد حضرت مهدي عليه السلام است:
زماني كه حضرت صاحب الامر ظهور فرمايد به همراهشان ميراثهايي از انبيا و خصوصاً از پيامبر اكرم (ص) موجود است. ميراث هايي كه با هيچ بهائي نتوان ارزيابي نمود و قابل قيمت گذاري نيست .
ميراث هاي پيامبران كدام است؟
مقصود از ميراث ها در اينجا انچه شخص از دنيا رفته از مال و غيره براي ورثه خود باقي مي گذارد نيست بلكه مقصود اشيايي است نفيس و قيمتي كه پيامبران براي اوصياء پس از فوت باقي مي گذارند و از يك وصي به وصي ديگر منتقل مي گردد.
نقش اين ميراث ها در روز ظهور امام چيست؟
اين ميراث ها بيانگر اولويت حضرت مهدي از ديگر مردم نسبت به انبيا و اوصياست و اينكه آن بزرگوار ادامه رسالت الهي انبيا عظام مي باشند.
حضرت امام باقر عليه اسلام فرمودند:
وقتي كه قائم ظهور نمايد پرچم رسول الله صلي الله عليه و آه و خاتم سليمان و سنگ و عصاي موسي را اشكار خواهد نمود.
چگونگي سلام بر حضرت مهدي:
در حديث آمده است , كه مردي از حضرت امام صلدق عليه السلام سوال نمود: آيا مي توان بر قائم با تعبير اميرالمومنين سلام نمود؟ حضرت فرمودند: خير. اين اسمي است كه خداي تعالي فقط حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام را به ان ناميد. هيچكس پيش از او به اين نام ناميده نشده است و پس از او نيز كسي به اين نام ناميده نخواهد شد مگر كافر.
مردي كه نزد امام صادق(ص) حاضر بود عرض كرد: فدايت شوم چگونه بايد بر او سلام كرد؟ فرمودند: مي گوئي« السلام عليك يا بقيه الله» سپس اين آيه را خواندند « بقيه الله خير لكم ان كنتم مومنينذخيره » خدا براي شما بهتر است اگر مومن باشيد.
آنچه از اين حديث و مانند آن استفاده مي شود آن است كه جايز نيست به هنگام سلام كردن به حضرت مهدي آن امام را به اسم و كنيه بخوانند, مثلاً گويند« السلام عليك ايها المهدي» اين مطلب دلالت بر بزرگ بودن و جلالت قدر امام عصر عليه الاسلام دارد, چنان كه خداي متعال مسلمانان را از صدا كردن رسول اكرم به اسم نهي فرموده است آنجا كه مي فرمايد: « لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعخدكم بعضا» آنگونه كه برخي از شما ديگر را مي خوانيد پيامب را اين گونه صدا نزنيد.
حضرت باقر عليه الاسلام مي فرمايد: هر كه از شما زمان قائم را دريافت به هنگام ديدن او بگويد:
«السلام عليكم يا اهل بيت الرحمه والنبوه و بعدن العلم و موضع الرساله»
دعاي عهد: از امام صادق عليه الاسلام روايت شده است كه فرمودند: هر كه چهل صبحگاه اين دعا را به درگاه خداي تعالي بخواند از ياوران قائم ما خواهد بود. و اگر قبل از ظهور وي از دنيا رود خدا تعالي او را از قبرش بيرون آورد و به هر علم اي هزار پاداش داده هزار گناه او را محود فرمايد.
منابع:
§كتاب : عصر ظهور ، مولف:علي كوراني و مترجم عباس جلالي ،(فصل نهضت ظهور مقدس)
§كتاب مجموعه زندگاني چهارده معصوم پاك, مولف: احمد سياح
§كتاب امام محمد عليه السلام از ولادت تا ظهور،نويسنده : سيد محمد كاظم قزويني،مترجم: دكتر حسين فريدوني
§نگرشي بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدي، نويسنده : استاد علي اكبر عارف